بالاخره پس از مدتها انتظار، دلهره و اضطراب، آرامش و راحتی و شادی بر فضای خانه حاکم شد و به قول یکی از تبلیغات اخیر تلویزبون بعد از سالها صدای بچه تو این خونه شنیده شد. 😀 بله درست حدس زدید. پس از سالها خداوند هدیه ای عنایت فرموده که سبب شور و حرکت و سرزندگی در فضای خانه شده، دختر کوچکی که ماه ها در انتظارش بودیم امروز پا به عرصه وجود گذاشت و نام نامی زهرا را بر او نهادیم تا محب حضرت زهرای مرضیه باشد و پیرو راه و روش اهل بیت عصمت و طهارت. ان شاءالله. ادامه مطلب »
سرقت نا فرجام!!!
چند وقت پیش دوتا پست زدم در مورد معتاد، که با کلی انتقاد و شکایت مواجه شدم و بعضی نظرات را هم تأیید نکردم. متأسفانه بعضی از حامیان برادران معتاد کسانی بودند که تو پستهای قدیمی که در مورد تنبیه بدنی دانش آموزان بوده، حسابی جانب جواز کتک زدن دانش آموز را گرفته بودن. ولی در مورد معتاد، که همه بالاتفاق اون را انگلی برای جامعه میدونن دایه مهربانتر از مادر شده و ضربه نخورده بنده را به باد انتقاد گرفته و استدلالشان اینه که این شخص هر چی باشه یه انسانه و نباید اینطوری باهاش رفتار کرد و باز هم متأسفانه نظرات قبلی خودشون و انسانیت دانش آموزان معصوم را به کلی فراموش کرده بودند. خوب از این حرفها بگذریم و به یک جریان که بامداد امروز اتفاق افتاد توجه فرمایید. ادامه مطلب »
دسته گل شهرداری و بسیج
توی فضای مجازی، عکسها و صحنه های جالب و خنده دار زیادی از سوتیهای دستگاه های مختلف پیدا میشه. اما من امشب یه سوتی واقعی خیلی ضایع دیدم 😀 البته صبح هم دیده بودم اما متوجه نشده بودم. تو فلکه چهارشیر اهواز یه قسمت برای نصب بنر های بزرگ تبلیغاتی هست با چندین نورافکن. یه بنر اونجا نصب بود که بهتره خودتون ببینید. بنر خیلی بزرگ بود و عکاسمون(علی آقا) ناشی بود پس عکس را تو سه بخش براتون میذارم. تو نگاه اول ممکنه متوجه نشید، اما یه نگاه مختصر به تاریخش بندازید متوجه قضیه میشید.



برنامه قرآنی الهادی
نرم افزاری جالب و متن باز قرآنی با قابلیت افزودن قاری و ترجمه، به تعداد دلخواه که توسط علی هردان نوشته شده و به مناسبت عید سعید غدیر خم منتشر شد. جهت دانلود روی تصویر کلیک کنید.
عید الله الاکبر
فرا رسیدن عید سعید غدیر خم، عید الله الاکبر، عید اتمام نعمت و اکمال دین بر پیروان محمد و آل محمد مبارک باد. اللهم صل علی محمد و آل محمد
انتظارات بي جا
اين مطلب را که تقديم ميکنم ممکنه کمي چالش برانگيز باشه و از همين اول ميگم که ممکنه بعضي نظرات تأييد نشن 😀 لذا دوستان ناراحت نشن. خوب برم سراغ اصل مطلب، چند سالي است که بحمدالله و با تلاش مسئولين حوزههاي علميه، بحث قانونمندي و تدوين مقررات خاصي براي مدارس علميه خيلي جدي شده. اين واقعاً براي حوزه علميه مهمه، البته هنوز با اون تغييراتي که مقام معظم رهبري فرمودند خيلي فاصله داريم. اما به هر حال قدمهاي خوب و مبارکي داره برداشته ميشه. از جمله در بحث پذيرش طلاب، نسبت به وضعيت درسي دوره دبيرستان يا راهنمايي، (بستگي به مقطع ورودي) اهتمام خاصي ميشه و دايره ورود به حوزه تنگتر شده. شايد بعضيا بگن که کجاي اين اقدام مبارکه؟! و اين اقدامات موجب کم شدن جمعيت طلاب ميشه. بله ممکنه جمعيت کم بشه اما قطعاً اگر در پذيرش سختگيري و دقت بشه، در ازاي کم شدن کميت، کيفيت بسيار بالاتر ميره. بنده به عنوان عضو کوچکي از حوزه علميه که مسئوليت مختصري دارم، در حيطه مديريتي خودم، به قانونمندي و التزام به مقررات معروف هستم و استثناء قائل شدن براي هرکس و با هر جايگاهي را آفت قوانين و موجب هرج و مرج ميدونم. طبيعتاً تو ارتباطاتي که با اقشار مختلف دارم، اين رويه، ممکنه به مذاق بعضيا خوش نياد که البته موجبات ناراحتي هست و من واقعاً دوست ندارم کسي ازم رنجيده خاطر بشه، اما واقعاً بين رنجش ديگران و رعايت دقيق مقررات معقول و عدم تبعيض، بنده به لطف خدا تا به حال ناراحتي ديگران را به جان خريدهام و از مواضع اصولي 😀 خود عقب نشيني نکردهام. در اين بين امسال يکي از دوستان چندين و چند ساله و صميمي بنده، به جهت عدم پذيرش فرزندش توسط بنده، به شدت ازم عصباني شد 😀 بنده خدا با اينکه روحيه من را ميدونست و علم داشت که غرضي در کار نيست و چون فرزندش که واقعاً براي بنده هم خيلي عزيز است، شرايط را نداره، بعد از چند روز، اومد مسجد و ازم عذر خواهي کرد. اين دوست عزيز کارگر ساده و متديني است و از اقشار معمولي جامعه است. يکي از افرادي که امسال پذيرش نشد، فرزند يکي از روحانيون و اساتيد حوزه بود که واقعاً حداقل شرايط را نداشته، يکي از همکاران و مسئولين مدرسه، خيلي اصرار داشت که به خاطر پدرش پذيرش بشه 😀 من هم به شدت مخالفت کردم و عرض کردم با اين شرايطي که داره هيچ مدرسهاي تو مرکز استان ايشان را نميپذيره و فقط بعضي شهرستانها ممکنه بپذيرنش. چرا ما بايد زير بار بريم اون هم صرفاً براي موقعيت پدرش؟!!! مگر خون اين بنده خدا از ديگران رنگينتره و من جواب بقيه را که بعضاً شرايطشون از اين بنده خدا خيلي بهتر بود و پذيرش نشدن را چي بايد بدم؟ اين با عدالت و انصاف 180 درجه فاصله داره. جريان گذشت، تا امشب، بعد نماز، منزل يکي از اساتيد مدرسه رفته بودم، به همراه تعدادي از اساتيد و کارکنان، جهت عرض تسليت به مناسبت درگذشت مادربزرگشان. منزلشون نزديک بود و براي برگشت پياده داشتم مياومدم که پيش نانوايي سر کوچه، پدر اون بنده خدا را ديدم، استاد بزرگواري است و بنده واقعاً براش احترام خاصي قائلم، بعد از سلام عليک و مصافحه بدون مقدمه خاصي رفت سراغ مسئلهي فرزندش و بنده را به باد انتقاد گرفت 😀 من که واقعاً شگفت زده شده بودم و اصلاً انتظار چنين برخوردي نداشتم، چند دقيقهاي به حرفاش گوش دادم و مقداري دفاع کردم و گفتم که واقعاً برام عجيبه که شما اينطوري ميخواهيد قانون براي فرزند شما استثناء قائل بشه اون هم نه براي مرجحي غير از فرزندي شما. آخه من چه جوابي براي اونهايي که فرزند افرادي مثل شما نيستند و بايد رد بشن، ميتونم داشته باشم؟ و حال اينکه شرايطشون خيلي بهتره. اين جز بي عدالتي و تبعيض، عنوان ديگري نميتونه داشته باشه. تازه اگه من يک نفر با اين شرايط را پذيرفته باشم حق داشتن گله کنن که چرا ديگران را پذيرفتم و فرزندش را نپذيرفتم همان طور که اگه فرزندش را ميپذيرفتم ديگران ميتونستن اين ايراد را بگيرن. ايشان فرمايش عجيب ديگري هم داشتن مبني بر اينکه شما بايد تضمين کنيد که افرادي که پذيرش شدن حتماً موفق ميشن و مردودين اهليت ندارن و اصلاً موفق نميشن. 😀 اين ديگه از اون حرفا بود و کي ميتونه تضمين بده؟ غير از معصومين اون هم با اذن خدا نسبت به اطلاع از آينده افراد. تازه تو شهرمون الحمدلله مدارس زيادي هست، چرا بقيه هم نپذيرفتن و فقط من با ايشان مشکل داشتم.؟ 😀 واقعاً که چه توقعاتي دارن بعضيا. خداوند همه ما را اصلاح و به راه راست هدايت نمايد.
تبريک اعياد گذشته و آينده
دوستي تو پست قبلي نظر داده بود که وبلاگ عقب مونده و به روز نشده، حق با ايشان است، البته براي رضاي خدا تذکر نداده و در پاسخ به نظرم تو وبلاگش اومده نظر گذاشته. 😀 در روز عيد قربان به وبش سر زدم، ديدم اونجا حال و هواي محرم را داره و چند تا مطلب در باره قمه زني و مسائل مربوط به محرم نوشته، با خودم گفتم که نکنه تاريخ از دستش در رفته و فردا بره حوزه را سياهپوش کنه. نظر دادم که خيلي تاريخ وبلاگش جلو رفته.
وقتي نظر ايشان را ديدم عيد قربان بود، خواستم مطلبي براي تبريک بنويسم که متوجه شدم سرور هاستينگ وبلاگم که يکي از اون شرکتهاي چند مليتي يک نفره هست قاطي کرده. 😀 عيد قربان و ميلاد با سعادت امام هادي عليه السلام هم رسيد و نتونستم چيزي بنويسم. امروز سايت را منتقل کردم و بدينوسيله اعياد گذشته را تبريک عرض ميکنم و عيد الله الاکبر، پيشاپيش بر همه عزيزان مبارک باشه. راستي فراموش کردم آدرس وبلاگ اين دوستمون تو بخش پيوندهاي طلاب و روحانيون هست به نام مدير داخلي که خودش جرياناتي داره 😀
شهادت امام محمد باقر(ع)
يك عمر سوخت قلب تو از كينه هشام—- آن دشمن سياه دل بى حياى تو
تنها نه در عزاى تو چشم بشر گريست—- آن دشمن سياه دل بى حياى تو
اى خفته همچو گنج، به ويرانه بقيع—- پر مى زند كبوتر دل، در هواى تو
در را به روى امت اسلام بسته اند —-آن گمرهان كه بى خبرند از صفاى تو
اردوي دو روزه حوزه + عکس
همونطور که قبلاً گفته بودم حوزه قرار بود يه اردوي دو روزه برگزار کنه، پنج شنبه و جمعه همين هفته. مقصد هم اردوگاهي در اطراف شهر انديمشک بود، من هم به دليل مشکلي که قبلاً بهش اشاره کرده بودم، قرار شد که شرکت نکنم، اما چون مسئول محترم مدرسه قرار بود جمعه به اردو ملحق بشه، قرار شد من ايشان را ببرم، ماشين خودم که درب و داغون هست و فقط به درد داخل شهر ميخوره اون هم با صداي وحشتناک ديفرانسيل 😀 . ماشين يکي از دوستان را که مسئول اردو هم بوده را گرفتم و صبح جمعه، همراه حضرت آيت الله سيد طيب موسوي به سمت اردوگاه به راه افتادم. تقريباً دو ساعتي تو راه بوديم و حدود ساعت 11 صبح رسيديم.بعد از کمي نشستن در بين طلاب، حاج آقا جهت انجام عسل جمعه، راهي کنار رودخانه شدند. (البته عکسهاي اين بخش سانسور شدن :-D) طلاب هم با اشتياق ايشان را همراهي کردند. بعد از شنا ديگه وقت نماز شده بود، نماز را به جماعت اقامه کرديم و بعد از ناهار براي زيارت مرقد حضرت دانيال نبي راهي شهر شوش شديم و بعد هم به اهواز برگشتيم که حدود ساعت 17:20 بود. عکسها را در ادامه مطلب ببينيد. ادامه مطلب »
هکر با انصاف
قبلاً گفته بودم که چندتا وب سايت را بنده مديريت ميکنم که در بينشون دو سايت عربي هست براي دو شيعه فعال در عرصه سياسي و مذهبي مصر. اين سايتها بازديد نسبتاً بالايي دارن و صد البته مورد توجه هکرهاي وهابي. چندين بار هک شدن و درست کردم. چند ماهي ميشه که از سرويس دهندههاي هاست خسته شدم، از بد قولي و پشتيباني و امنيت ضعيفشون بود که مرتب سايتها هک ميشد. يه وي پي اس گرفتم که عملاً ارزونتر از هاست تموم ميشد و حد اقل ديگه پشتيبان، خودم بودم و خودم بايد مواظب باشم. همه چيز به خوبي پيش رفت تا اينکه يه روز متوجه شدم که تمام سايتهاي موجود روي سرور به طرز وحشتناکي هک شدن. تمام فايلها پاک شده بودن و اگه نبود يه بک آپ نه چندان جديد، همه چيز بايد از اول شروع ميشد. مسئله جالب و مشکوک اين بود که هيچ ردپايي از هکر توي وب سرور نمونده بود که باعث تعجب اهل فن شده بود. يک هفته زحمت کشيدم تا تونستم همه سايتها را درست کنم، تنظيمات امنيتي را يکي از دوستان انجام داد و دوباره سرور را روشن کردم. هر چند روز يک بار و اين دفعه فقط يک سايت مورد هجوم قرار ميگرفت و اطلاعاتي پاک نميشد، بلکه فقط به تعويض صفحه اصلي سايت بسنده ميکردن. من به خيال اينکه امنيت بالا رفته و دسترسي هکر کم شده، سعي در پيدا کردن همين مختصر راه نفوذش بودم که امشب به لطف يکي از دوستان متوجه قضيه شدم. طرف خيلي خوش اشتها بوده و يه يوزر ادمين تو سرور درست کرده بود و براي اينکه کسي زود پي نبره به صورت تفنني هر چند روز يک بار، يه سايت را تغيير ميداد. انصافش هم خوب بوده و ساير قسمتها را غير از بار اول دستکاري نکرده. البته شايد فايلهاي شِل روي وب سرور گذاشته باشه که لازمه کليه اطلاعات حذف بشه و دوباره سيستم راه اندازي بشه.
وبلاگ شخصی صادق هردان