وداع با ماه رمضان

دعاي 45 صحيفه سجاديه جهت وداع ماه مبارک رمضان:

 وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي وَدَاعِ شَهْرِ رَمَضَانَ : 

اللَّهُمَّ يَا مَنْ لَا يَرْغَبُ فِي الْجَزَاءِ وَ يَا مَنْ لَا يَنْدَمُ عَلَى الْعَطَاءِ وَ يَا مَنْ لَا يُكَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السَّوَاءِ. مِنَّتُكَ ابْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُكَ تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ، وَ قَضَاؤُكَ خِيَرَةٌ إِنْ أَعْطَيْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَكَ بِمَنٍّ، وَ إِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً. تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ. وَ تُكَافِئُ مَنْ حَمِدَكَ وَ أَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ. تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ، وَ تَجُودُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ، وَ كِلَاهُمَا أَهْلٌ مِنْكَ لِلْفَضِيحَةِ وَ الْمَنْعِ غَيْرَ أَنَّكَ بَنَيْتَ أَفْعَالَكَ عَلَى التَّفَضُّلِ، وَ أَجْرَيْتَ قُدْرَتَكَ عَلَى التَّجَاوُزِ. وَ تَلَقَّيْتَ مَنْ عَصَاكَ بِالْحِلْمِ، ادامه مطلب »

اعزام به خدمت

بحث پست قبلي در مورد مصاحبه علي با واکنش عزيزي به نام ميلاد منم مواجه شد. براي اين عزيز و ديگر عزيزان يه خاطره تعريف ميکنم از بي نظمي سپاه و بسيج تا نگن که فقط به آموزش و پرورش گير ميدي. 😀  ادامه مطلب »

مصاحبه علي

چند روز قبل از دبيرستاني که علي را ثبت نام کرده بودم بهم زنگ زدن و گفتن که روز چهارشنبه صبح علي براي مصاحبه بياد مدرسه ساعت را پرسيدم گفتن 9 صبح هست. اون شب يا اصلا نخوابيده بودم يا خيلي کم خوابيده بودم، شبهاي ماه مبارک خصوصاً اواخرش که صبحها مدرسه تعطيله اينجوري ميشه. ساعت 9 به زور بيدار شدم و با علي راهي مدرسه شديم، ساعت حدود 9:15 رسيديم، با خودم ميگفتم که دير شده و الان وقت مصاحبه علي ادامه مطلب »

رنجنامه يا دلنوشته

از روزي که حدود چهار سال پيش به اهواز اومدم و مسئوليت اجرايي مديريت مدرسه‌ي علميه را عهده دار شدم، مسائل و مشکلات کوچک و بزرگ زيادي برام پيش اومد و با هر کدمشون به گونه‌اي کنار اومدم. وقتي اهواز اومدم محاسنم کاملاً سياه بود و در اين مدت کم عمده موهاي سر و صورتم سفيد گشت. باور بفرماييد اگر اهل دکتر و معالجه بودم ده‌تا مرض هم برام تشخيص ميداد و ميگفت مال درون ريزي مشکلات است، خودم حس ميکنم که دچار ناراحتي و افسردگي شدم و شادابي و شوخ طبعي گذشته را ديگه ندارم. اکثر مشکلات به گونه‌اي است که نميشه بيانشون کنم و جز خواص، کسي ازشون اطلاعي نداره. تصميم گرفتم براي دل خودم هم که شده يه بخش خصوصي تو وبلاگم راه بندازم که تو اون بعضي چيزها را که ميشه نوشت، بنويسم تا بلکه مرهمي بر زخمهاي جانم باشد. البته رمز ورود براي ديدن درد دلها را به بعضي از دوستان خواهم داد و الا بي اثر خواهد بود.

اين عکس فقط چند ماه قبل از اومدن به اهواز در شهر مقدس قم گرفته شده تا شاهدي بر ادعايم باشد.

هدایت اجتماعی با عمل گرایی مبلغان دینی امکان پذیر است

حجت الاسلام عبدالصادق هردان، مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) اهواز، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در اهواز، ماه مبارک رمضان را فرصتی ارزشمند برای هدایت دانست و خاطرنشان کرد: زمینه روحی انسان ها در ماه مبارک رمضان و حضور آنان در مساجد، بستر و ظرفیت مهیایی برای آموزش و تبلیغ است.

 

وی با بیان این که مبلغان باید ملتزم به گفته های تبلیغی خود باشند بیان داشت: مردم فعالیت تبلیغی مبلغان شهر خود را رصد کرده و الگو برداری می کنند، از این رو عمل مبلغان به گفته های خود یک موضوع اساسی در تبلیغ است.

 

مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) اهواز اخلاص را رمز موفقیت در تبلیغ دانست و تصریح کرد: خلوص نیت جایگاه ویژه ای نزد خداوند متعال دارد و اگر کار برای خدا و جلب رضایت او باشد، به طور یقینی سعادت دنیوی و اخروی را به همراه خواهد داشت.

 

حجت الاسلام هردان با تاکید بر اتخاذ و تبیین راهکار مناسب از سوی مبلغان برای مقابله با توطئه دشمنان گفت: متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که فعالیت های گوناگونی در تخریب چهره اسلام و تشیع انجام می شود و مبلغان باید وارد این عرصه شوند و از این پیشروی ها جلوگیری کنند.

 

وی افزود: بیان فضیلت های اهل بیت عصمت طهارت(ع) از دیگر موضوع هایی است که مبلغان باید در تبلیغ خود به کار گیرند؛ چرا که ما هر چه داریم از فضائل و مناقب آن ها بوده است.

 

مدیر مدرسه علمیه امام صادق(ع) اهواز در پایان سخنانش به وحدت و همدلی در ماه مبارک رمضان اشاره کرد و گفت: وقتی در شب ها و یا سحرگاه های ماه مبارک رمضان مساجد و هیئت ها به توزیع سحری و افطاری می پردازند، یک وحدت اجتماعی را در جامعه به وجود می آورند./9458/ت303/ب

لینک خبر:

http://www.rasanews.ir/detail/News/133688/2002

ماه مبارک رمضان

فرا رسيدن ماه پر خير و برکت رمضان را به عموم مؤمنين تبريک عرض مينمايم.

 

يک سالگي وبلاگ

امروز اولين سالگرد تولد وبلاگم هست. به همين مناسبت عکس يک سالگي علي را براتون ميذارم. 😀

 

ثبت نام علي در دبيرستان

علي امسال ميره اول دبيرستان دوشنبه هفته قبل کل پرونده‌اش را از مدرسه راهنمايي تحويل گرفتم. روز چهارشنبه مدارک را بردم براي ثبت نام در دبيرستان مورد نظر خودش، يکي از بچه‌هاي مسجد را که طلبه هم هست ديدم، جوان حدوداً 20 ساله‌اي که محاسن خيلي پرپشتي داره و از محاسن من بيشتره 😀 (اين را گفتم چون بعداً به کار مياد) يه برگه داشت که نياز به امضاي من داشت و به جايي مربوط ميشد که تو مسير دبيرستان علي بود. با من همراه شد و با همديگه وارد دفتر دبيرستان شديم، آقاي مدير تشريف نداشتن و من که با ايشان تلفني هماهنگ کرده بودم، موندم که اين آقايان کارمون را راه ميندازن يا نه. بعد از سلام و احوال پرسي معمول عرض کردم که براي ثبت نام بنده زاده مزاحم شدم و با آقاي مدير هم صحبت کردم. سؤال کردن که براي چه کلاسي هست و وقتي گفتم اول طرف يکم جا خورد ولي چيزي نگفت معدل سوم راهنمايي را پرسيدن و بعد از اعلام معدل، گفت که معدلش خوبه اما هنوز به گونه‌ي خاصي به طلبه همراهم نگاه ميکرد. 😀 بله درست حدس زديد فکر ميکردن ايشان علي هست و از قد وقيافه و محاسنش در عجب بودن و نميتونستن بپرسن. من که متوجه وضعيت شده بودم، پيش دستي کردم و گفتم دانش آموز ايشان نيستن. بعد از اين بود که طرف يه نفس راحتي کشيد. 😀