سرقت نا فرجام!!!

چند وقت پیش دوتا پست زدم در مورد معتاد، که با کلی انتقاد و شکایت مواجه شدم و بعضی نظرات را هم تأیید نکردم. متأسفانه بعضی از حامیان برادران معتاد کسانی بودند که تو پستهای قدیمی که در مورد تنبیه بدنی دانش آموزان بوده، حسابی جانب جواز کتک زدن دانش آموز را گرفته بودن. ولی در مورد معتاد، که همه بالاتفاق اون را انگلی برای جامعه میدونن دایه مهربانتر از مادر شده و ضربه نخورده بنده را به باد انتقاد گرفته و استدلالشان اینه که این شخص هر چی باشه یه انسانه و نباید اینطوری باهاش رفتار کرد و باز هم متأسفانه نظرات قبلی خودشون و انسانیت دانش آموزان معصوم را به کلی فراموش کرده بودند. خوب از این حرفها بگذریم و به یک جریان که بامداد امروز اتفاق افتاد توجه فرمایید.

مدتیه که یکی از برادران بیمار مبتلا به اعتیاد، پس از تحمل یکی دوسال حبس به جرم سرقت، آزاد شده و باعث نا امنی محل شده. از قرار معلوم حوالی ساعت 3 بامداد، به علت فقر و تنگدستی، جهت تأمین مایحتاج خود برای معالجه 😀 دست به دامن شرکت برق میشه و اقدام به قطع سیم بین دو تیر برق میکنه که با هوشیاری و اقدام به موقع جریان برق، نقشه ایشان نقش برآب میشه و با صدای مهیب جرقه و انفجار، بنده و تعدادی از همسایگان بیدار میشن. من که فکر کردم بلایی سر ماشینم که بیرون منزل پارک شده بود اومده، به سرعت پنجره رو به خیابان را باز کردم و دیدم اون برادر عزیز بیمار 😀 در حال دویدنه، هنوز خواب از چشمم کاملاً نپریده بود و همچنان به فکر ماشینم بودم، لذا رفتم تو کوچه و ماشین را وارسی کردم، وقتی مطمئن شدم که بلایی سرش نیومده، جویای علت صدای مهیب انفجار شدم که متوجه آویزان بودن سیم از تیر برق شدم. تازه قضیه را فهمیدم و علت دویدن اون بیمار مسکین را فهمیدم. اومدم داخل و تازه متوجه قطع برق منزل هم شدم. همسایه ها زحمت کشیدن و با عملیات برق تماس گرفتن و خلاصه به برکت سرو صدای بیرون تا حدود ساعت 4:30 نیمه بیدار بودم که بیداری باعث شد حدود 20 دقیقه دیرتر برم مسجد و مومنین را در انتظاری سخت بذارم به گونه ای که یکی از بچه های مسجد بهم زنگ زد. چون بعد نماز هم توفیق و فرصت خواب میسر نمیشه 😀 الان که دارم این پست را مینویسم چشمام به سختی باز میشه و تازه بعدش باید برم جلسه. خدا به خیر بگذرونه و ان شاءالله جلسه کنسل بشه.

همچنین بررسی کنید

چهاردهمین سالگرد

از موقعی که سایت را راه‌اندازی کردم تا الان، دقیقاً ۱۴ سال می‌گذره، ۲۹ تیرماه …

تعویض لاستیک

از وقتی که شروع کردم به نوشتن زمان تعویض باتری، دیگه مدّت دقیق بازدهی باتری …

تعویض باتری

یکی دو روز میشه که صبح، ماشین را با هُل دادن روشن می‌کنم؛ امروز گویی …

از گربه یاد بگیریم

این گربه را خدمت شما معرفی می‌کنم؛ اسمش مَنگول است. تو خونه ما به دنیا …

نقطه قوت یا نقطه ضعف؟

دوستان من میدونن از سال ۱۳۹۰ این سایت را راه‌اندازی کردم و فارغ از موقعیت …

یک دیدگاه

  1. سلام علیکم
    حاج اقا گفتم بذارید بیارمش حوز تعلیمش بدم و سر راه بیارمش حالا نتیجه اش این شد که چند ساعت بی برقی و بی خوابی کشیدین……………

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.