توضیح و تصحیح

در پست قبلی که فیلم مرحوم استاد موسوی تهرانی را منتشر کردم، گفته بودم که احتمالأ فیلم را کسی ندارد و … چون دقیقا یادم هست که پس از درگذشت استاد، با من تماس گرفتند و سراغ فیلم‌ها را گرفتند که بنده به سرعت دو فیلم تدریس ایشان را منتشر کردم و فقط فیلم مصاحبه را اون موقع پیدا نکرده بودم‌ و دوباره در دیدار حضوری که با بعضی رفقا داشتم، جویای فیلم مصاحبه بودند و تقریبا مطمئن شدم که نسخه‌ای از فیلم، پیش کسی نیست. ادامه مطلب »

مصاحبه استاد موسوی تهرانی

قبلا گفته بودم که فیلمی از مصاحبه مرحوم استاد موسوی تهرانی دارم که منحصر به فرد است، منحصر به فرد از این جهت که بدون ویرایش و تدوین خاصی هست.

اواخر سال ۱۳۸۱ (بین ۲۵ تا ۲۷ دی ماه) از طرف موسسه نشر آثار استاد، رفته بودیم منزلشان و این فیلم، اونجا ضبط شده. نسخه اصلی پیش موسسه باید موجود باشد. فیلمبردار هم طبق معمول خودم بودم، لذا تصویری از من دیده نمیشه. اگر کیفیت مناسب نیست، تقصیر دوربین و فیلمبردار و تبدیل کننده فیلم بوده. 😀 دوربین روی نوار مغناطیسی ضبط کرده و بعداً تبدیل شده. یادم نیست که خودم تبدیل کردم یا اینکه دادن به جای دیگه.

به هر حال، بیش از چهار ماه از درگذشت آن استاد فرزانه و بی نظیر میگذرد و گروهی در قم تشکیل شده و هر عکس و فیلمی در باره ایشان باشد را جمع میکنند، تیر ماه امسال که توفیق زیارت حضرت معصومه نصیبم شد، با این دوستان دیداری داشتم و اتفاقاً جویای فیلم مصاحبه بودند، این یعنی اینکه به فیلم موسسه دسترسی نبوده و احتمالا از بین رفته. البته یادم هست که اون موقع، فیلم را تدوین کرده بودند و حتی قسمتهایی را کم کرده بودند، تاریخ مصاحبه و اسامی افراد حاضر را هم نوشته بودند، یک نسخه هم روی سی دی به من داده بودند اما متاسفانه پیداش نکردم که حداقل، تاریخ دقیق مصاحبه را بنویسم. به هر حال، امروز و به صورت کاملاً اتفاقی، فیلم اصلی و بدون ویرایش و کامل را تو کامپیوتر قدیمی خودم پیدا کردم و طبق وعده‌ای که داده بودم، بدون کم و کاست، منتشر کردم. ادامه مطلب »

فیلم درس استصحاب استاد موسوی تهرانی

این فیلم در سال ۱۳۸۵ ضبط شده و اولین فیلم از جلسات تدریس ایشان بوده که با اصرار قبول کرده و شرط نمودند که از جمعیّت، تصویری گرفته نشود. البته در فیلم دیگری که قبلاً منتشر کردم، دیگه این ممنوعیّت نبوده، چون آخر همین فیلم، موافقت خودشان را با فیلم گرفتن از جمع، اعلام میکند و شوخی و مزاحی نسبت به تیم فیلمبرداری میکند. رحمت الله علیه. ادامه مطلب »

فیلم درس رسائل استاد موسوی تهرانی

سال ۱۳۸۵ بود که همکاریهایی با موسسه آیت الله بروجردی داشتم، شروع همکاری با فراز و نشیبی همراه بود که طی پستی مستقل خواهم نوشت.

بعد از فوت استاد موسوی تهرانی، موسسه و شاگردان آن استاد بزرگوار به تکاپو افتادند که هر چه عکس و فیلم دارند را یک جا متمرکز کنند و احتمالاً برای چهلم آن مرحوم، منتشر کنند. با بنده هم تماس گرفتند، چون میدونستند، چند قطعه فیلم بلندی که از استاد موجود است و کمتر منتشر شده، توسط این حقیر فیلمبرداری و سپس به صورت فایل تصویری تبدیل شده. بنده هم اصل فیلمها را بدون هیچ تدوینی، منتشر میکنم. واترمارک هم روی ویدئو نمیذارم تا هر کسی بخواد به نام خودش یا موسسه ای منتشر کند، راحت و آزاد باشد. غرض نشر آثار استاد و معرفی آن بزرگوار به جامعه علمی است، حالا هر کس توانایی بهتر و بیشتری دارد، بسم الله. این فیلم، جلسه درس رسائل آن بزرگوار است که سال ۱۳۸۵ ضبط شده، اگر کیفیت نامناسبی دارد و صداهای ناهنجاری در هنگام چرخیدن دوربین هست، مربوط به خود دوربین و سه پایه است. ادامه مطلب »

استاد موسوی تهرانی

آیت الله موسوی تهرانیانا لله و انا الیه راجعون

امروز خبر درگذشت استاد ارجمند، آیت الله سید رسول موسوی تهرانی، رسید.
استاد بی نظیری که حقیر، تقریبا تمام سالهای حضورم در قم، درس ایشان را ترک نکردم، حتی تابستانها، بخش انسداد رسائل را تدریس میکرد و بنده شرکت میکردم.
ایشان، با بیان شیوا و بلیغ خود، طلاب زیادی، امثال بنده را مشتاق و علاقه‌مند، درس نسبتا مشکل اصول فقه کرد.
از بدو ورودم به شهر مقدس قم، سراغ اساتید خوب را گرفتم و دوستانی، در علم اصول، ایشان را معرفی کردند، همان جلسه اول، شیفته علمیّت و شیوه منحصر به فرد تدریس ایشان شدم و حضورم در کلاسهای ایشان، مستمر شد و دوره کامل رسائل و کفایه را خدمت آن استاد فرزانه گذراندم.

ادامه مطلب »

دور همی طلاب

امشب و با برنامه قبلی، ضیافت افطاری داشتیم که بانیش، سازمان تبلیغات اسلامی بود. مدعوین هم تمامی طلاب و روحانیون شهر و روستاهای اطراف بودند.

جمعیّت نسبتاً خوبی اومده بودند و بعد هم امام جمعه و رییس اداره آموزش و پرورش به جمع ما ملحق شدند، امام جمعه که خودش جزء مدعوین بوده اما نتونست برای افطاری بیاد و بعد از افطار اومدن جهت تقدیر از مبلّغینی که از قم اعزام شده بودند و محل استقرارشون حوزه بوده و تو برنامه دورهمی افطاری هم حضور داشتند.

تریبون آزادی برای طلاب برای نقد حوزه هم بود و تعدادی از طلاب انتقادات و پیشنهاداتی داشتند.

از رابط تبلیغ قبلی معاونت تبلیغ هم تقدیر و تشکر شد و رابط جدید معرفی شد.

در ادامه، تصاویری از این مراسم را براتون میذارم. ادامه مطلب »

رویکردی نو

تو وبلاگم نوشتم و شعار دادم که این وبلاگ فارغ از موقعیت شغلی بنده است، تا الان هم به این مطلب پایبند بودم اما دیگه میخوام پایبند نباشم. ?
نه اینکه پایبند نباشم و سایت را گره بزنم به موقعیت شغلی و اجتماعی خودم، بلکه یک دسته به عنوان اخبار اضافه میکنم، تو صفحه اول هم مطالبش نشون داده نمیشه، اما به هر حال، وقایعی که اتفاق می‌افتد و به موقعیت شغلی بنده مربوط میشود هم باید جایی ثبت شوند و خاطره و روزشماری از اونها هم داشته باشیم. ادامه مطلب »

ماشین جدید

در پی گرانیها و تورّم بی سابقه و کم شدن قدرت خرید، من ماندم و سمند مدل ۸۸ درب و داغون.
سال ۱۳۹۴ خریدمش ۱۶ میلیون و ۵۰۰ تومان، الان همینطوری نزدیک ۱۰۰ میلیون میبرن اما با این افزایش قیمت، سودی عایدم نمیشود و نمیتوانم با این مبلغ حتی یک پراید تمیز و سرحال بخرم.
ایام نوروز ۱۴۰۱ که محمد و علی از قم اومده بودن، طرحی دادند برای فروش سمند و خرید ماشین جدید اما چون مستلزم هزینه بوده و باید مدتی بدون ماشین میموندم، قبول نکردم. از طرفی امید به ارزان شدن ماشین داشتم که برعکس، روز به روز گرانتر شد و میرفت که کلا آرزوی تعویض ماشین را به گور ببرم.? ادامه مطلب »

مجلس عزاداری متفاوت

امروز تو یک مجلس عزاداری متفاوتی شرکت داشتم. مجلسی با حضور برادران اهل سنت، واضحتر بگم، اکثر حضّار، سنی مذهب بودند. برادران افغانی مقیم رامهرمز.
خیلیاشون آشنا بودند و من مشتریشون بودم ولی نمیدونستم افغانی و اهل سنت هستند.
سالهای سال در بازار رامهرمز مشغول کار هستند، کاسبانی قانع و خوش برخورد که اتفاقا به سبب اخلاق و قیمت اجناسشان، بنده مشتری بعضی از آن عزیزان بودم و همیشه سلام علیک گرمی داشتیم و هیچ وقت از ملیّت و مذهبشون نپرسیده بودم و اساسا بنده وارد این مباحث نمیشم. ادامه مطلب »

تعمیر ماشین

مدتها بود که کلاچ ماشینم مشکل داشت، هر روز ضعیف و ضعیف تر میشد و با توجه به تورم زیاد و گرانی قطعات، قدرت تعمیرش را نداشتم، آخرین باری که قصد داشتم تعمیرش کنم، قبل از ماه مبارک رمضان، در فروردین ماه بود. دیگه کارش به جایی رسید که ابتدای حرکت، مشکل ساز میشد و تو ترافیک، سبب اذیت بقیه میشد. دوست عزیزی تقبل کرد که دیسک و صفحه کلاچ را از فامیلشون که فروشنده قطعات هست بگیره و فقط من ببرم پیش میکانیک و تعویضش کنه. ناچاراً به ایشان زحمت دادم و دیروز ماشین را دادم به تعمیرکار و امروز تحویل گرفتم. ادامه مطلب »