چند روز گذشته

بالاخره بعد از مدتها فرصتی دست داد یه پست بنویسم، اعیاد شعبانیه اومد و رفت، نیمه شعبان هم گذشت، حتی نشد یه تبریک خشک و خالی بنویسم، لذا بدینوسیله اعیاد گذشته را به همه عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم. این پست را الان دارم با اینترنت ماقبل تاریخ ایرانسل مینویسم. در شهر مقدس قم، دعاگوی همه هستم. انصافاً کسی که همیشه از اینترنت پرسرعت، که همچین هم پرسرعت نیست، استفاده کرده باشه، برگشت به سرعتی در حد دیال آپ و شاید بدتر، خیلی سخته. روز چهارشنبه ۵ تیرماه بلیت داشتیم برای قم، بلیتمون از اندیمشک بود، البته ما که به اندیمشک عادت داریم و چند باری که از قطار جا مونده بودیم، توی این شهر خودمون را به قطار رسوندیم، اما این دفعه باید از اندیمشک سوار میشدیم، چون اساساً قطارش از اهواز رد نمیشد. برای اولین بار در تاریخ مسافرتهای قطاری، تقریباً ۴۵ دقیقه زودتر از حرکت قطار، به ایستگاه رسیدیم. حرکت قطار ساعت ۱۰ شب بود و وقت اذان تو مسیر بودیم، تو ایستگاه اندیمشک نماز مغرب و عشاء را خوندیم و علی نمیدونم چطور متوجه شد که تو ایستگاه، اینترنت از طریق وایرلس به مسافرا داده میشه، علی هم که MDN بود. 😀 مخفف ملت دانلود ندیده. مثل MTN که مخفف ملت تلفن ندیده هست. 😀 خوبه تو خونه اینترنت نامحدود داریم و شبانه روز سیستمش روشنه، با اینحال فرصت را غنیمت شمرد و شروع به دانلود یه نرم افزار برنامه نویسی کرد. بالاخره سوار قطار شدیم و حدود ساعت ۹ و خورده ای، البته صبح روز بعد به بیابان برهوت محمدیه.(ایستگاه محمدیه) که در فاصله ۳۰ کیلومتری قم قرار داره، رسیدیم. سوار اتوبوس شدیم، اتوبوسی که ما را به مرکز شهر نمیرسوند و اول شهر پیاده شدیم. این سری، یک سال بعد از آخرین سفر قم ما بود. البته خیلی فرق هم داشت، چون دیگه به خونه خودمون نمیرفتیم و توی یک سویت که چه عرض کنم، ساختمانی به وسعت چند سویت، مستقر شدیم. جاش خیلی خوبه اما مثل خونه خود آدم نمیشه. منزل را بالاخره دادم اجاره، به یکی از طلاب فعال همشهریمون دادم و قرار شد که تعمیرات اساسی توش انجام بده که بنده خدا هم واقعاً همین کار را کرد. از اول تیرماه اومده بود قم و به شدت و سرعت داشت کار را پیش میبرد که به ماه مبارک رمضان نرسه و قبلش تعمیرات تموم بشه. حدود ساعت ۱۰ و خورده ای بود که در محل مستقر شدیم و بعد از صرف صبحانه و مقداری استراحت، دندان درد شدیدی عارضم شد و باعث شد اولین خروجم از منزل نه برای زیارت باشه بلکه برای پیدا کردن دندانپزشک، پزشک متدینی که از وجناتش معلوم بود و توی اتاقی در مطبش سجاده و مهر بود که هم خودش و هم بیمارانش بتونن نماز اول وقت بخونن، انصافاً این قم عجب جاییه، حتی مطب هاش هم فرق میکنه. پس از معاینه گفت که این دندون به دردت نمیخوره و باید کشیده بشه. گفتم سه تا دندون دیگه دارم که درد میکنن همه را معاینه کرد و گفت همه به کارت نمیان و بهتره بیخیالشون بشی. من هم که از هزینه بالای پر کردن و عصب کشی میترسیدم. راحت ترین راه را انتخاب کردم و اولین دندون را برام کشید. امروز هم رفتم دومی را که خیلی شکسته هم بود، کشیدم و وقتی برگشتم دیدم خانواده همه رفتن حرم، دوشی گرفتم و نماز و الان هم که کسی نیست مزاحم بشه گفتم این جریانات را بنویسم تا مثل جریانات سفر کربلا، به فراموشی سپرده نشه، چون اگه مدتی بگذره دیگه معلوم نیست حس نوشتن وقایع بمونه. در روزهای آتی، دندانهای سوم و چهارم هم تو نوبتن.

لینک کوتاه

۲ نظر

  1. سلام علیکم
    میترسیم هیچکدوم از دندونا به کارتون نیان با اجازه من برم یه جفت دندون مصنوعی اسپرت براتون سفارش بدم …
    راستی دومین ورود شما به مطب پزشک رو تبرک میگم …
    درضمن درقم برای طلابی که از دفترچه خدمات تامین اجتماعی استفاده میکنن دندانپزشکی رایگان داره چرا از اونجا استفاده نکردین؟؟

  2. سلام
    منم بعد مدتها اومدم سراغ وبتون …..

    بابا یکم رنگ و نگار وب رو عوض کنید تو دل بره …..

    شما که ماشالله استاتید تو این کارها….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

کد امنیتی *