نامه محبت آمیز!!!

 امروز تو واتساپ پیامهای عجیبی برام اومده، از کسی که خوب میشناختمش، خیلی وقته کسی اینجوری من را مورد محبت قرار نداده. 😀 گفتم که جهت تنویر افکار عمومی، پیامها را منتشر کنم، شاید زبان حال بعضی دیگه از دوستان باشه و با دیدن این پیام، دلشون خنک بشه و شاید خودشون هم تصمیم بگیرن، یه چنین پیامهایی برام بفرستن.

پیامهای بنده خدا به رنگ آبی و پبامهای من به رنگ سبز هست، غلطهای املایی هم مربوط به نویسنده هست و ناشی از کم سوادی منتقدین بنده است 😀 لذا بدون اصلاح منتشر میشود. اسم طرف را به بنده خدا تغییر دادم.

۹:۴۷،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: خدادلعنتت کنه
۹:۴۷،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: که بد ضربه ای بهم زدی
۹:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: که هرجا باشم باید مهر انتقالی تو پروندم باشهه
۹:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: خدا لعننتت کنه
۹:۵۲،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: خدا خیر به خودتو خانوادت ندا
۹:۵۳،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: تا ابد نفرینت میکنم به حق پهلو ی شکسته ی حضرت زهرا تو زندگیت عاقبت به خیر نشی خودتو خانوادت
۱۱:۰۳،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: خدا لعنتت کنه
۱۴:۲۸،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: خوب الحمدلله
پس مؤثر بوده
۱۴:۲۹،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: خیلی عقده ای و کینه ای بودی ولی نمیدونم در قبال چه کاری …. در کل ادم های مثل تو بقبر قیامتی ایمان ندارن
۱۴:۳۲،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: اللهم اشف کل مریض
۱۴:۳۳،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: باشه مسخره کن مارو عیبی نداره . . .
۱۴:۳۵،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: تو ک نتونستی پسر خودت تربیت کنی  …. چه انتظاری ازت دارم
۱۴:۳۷،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: از کوزه همان برون طراوت که در اوست ….

توضیح: بنده از همان ابتدا میدونستم که طرف کی هست ولی گفتم که شاید فکر میکرده نمیشناسمش که داره اینجوری میگه، برای همین، وانمود کردم که نمیشناسمش.
۱۴:۴۹،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: من شماره شما را ندارم و نمیدونم کی هستی.
خیلی راحت میتونم به دست بیارم اما اهمیتی نداره، میسپارمت به همون حضرت زهرا سلام الله علیها.
اگر یه روزی از این حرفات پشیمون شدی، لازم نیست بیای حلالیت بطلبی، من از همین الان بخشیدمت. فقط خودت استغفار کن. والسلام
بلوکت هم نمیکنم تا بتونی حرفت را بزنی و تخلیه بشی.
۱۵:۰۰،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: البته از روی عکس، حدسی زدم ولی مهم نیست
ان شاءالله حدسم غلطه.
۱۶:۳۱،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: تصریحا میگم … (نام خودش را نوشته)
۱۶:۴۱،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: همون ک انداختیش … (اسم شهر را نوشته)
۱۶:۴۱،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: همون ک نمیدونم چکارت کردم ک قسمم خوردی نمیزارن اهواز بمونی
۱۶:۴۱،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: دوسال تو… (اسم شهر) داره عمرم تلف میشه
۱۶:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: بدون تقاص پس میدی
۱۷:۳۸،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: بزرگوار، مگر اهواز ، مال من است که بگذارم یا نگذارم کسی بماند.
۱۷:۳۹،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: پ حرفا خودتم یادت رفت
۱۷:۳۹،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: قبول بفرمایید که حاشیه زیاد داشتی و اگر مواردت را دقیق میگفتم، (اسم شهر) هم نمیپذیرفتن
۱۷:۴۰،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: ای بابا حاشیه …. میدونی بمن چی گفتی
۱۷:۴۰،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: گفتی کتابهای خاصی تو کتابخونته
۱۷:۴۱،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: کتابخونه من یا شما؟
۱۷:۴۱،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: کتاب خونه ی من
۱۷:۴۲،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: نمیدونم کی گفته بود کتابهای … (اسم شخص) تو کتاب خونه ی منه
۱۷:۴۲،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: تو کتابخانه حوزه هم هست
۱۷:۴۲،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: چه ربطی به من داره
۱۷:۴۲،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: اخه تو ک مشکل داشتی با … (اسم شخص) به ماچه هرچند اونا هم هدیه بودن و من پولم صرف این کتابا نمیکردم
۱۷:۴۲،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: دقیقا اشهدبالله و رسوله همین گفتی
۱۷:۴۳،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: مگه من خونه شما اومدم؟ میدونم چی داری؟
۱۷:۴۳،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: حجره ام
۱۷:۴۳،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: چرا خودت میزنی اونراه
۱۷:۴۳،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: باشه شما درست میفرمایید
۱۷:۴۴،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: اینقد شما معصوم بودی ما بی اطلاع بودیم
۱۷:۴۴،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: دم اخری ک خاستی برگه انتقالیم امضا کنی گفتم تو که داری مارو میفرستی بریم حداقل علت بگو
۱۷:۴۴،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: گفتی بخاطر کتابهای خاص تو کتابخونت بود
۱۷:۴۵،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: درحالی ک من با حودت مشورت میکردم
۱۷:۴۵،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: یادت نمیاد چندبار اومدم سمتت
۱۷:۴۵،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: من حاشیه چی داشتم ک حتا پنج شنبه جمعه هامم تو حوزه بودم
۱۷:۴۶،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: بخاطر رضایت جنابعالی
۱۷:۴۶،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: شما که شایع کرده بودید، به خاطر ارتباط با … (اسم شخص) فرستادمتون
۱۷:۴۶،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: حالا شد به خاطر… (اسم شخص)
۱۷:۴۶،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: من شایع کردم
۱۷:۴۶،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: تو شایع کردی
۱۷:۴۶،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: گروه دوستانتون
۱۷:۴۷،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: من ک رفتم (اسم شهر) پشت سرمم نگاه نکردم
۱۷:۴۷،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: شاهد حرفم حاج اقای (اسم شخص)
۱۷:۴۷،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: اصلا با یک اهوازی هم رابطه نداشتم
۱۷:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: گروه دوستان کجا بود من از رابطه خودم خودت دارم حرف میزنم ک به من نارو زدی
۱۷:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – صادق هردان: اجازه میدید من متنهایی را که فرستادید به آقای (اسم شخص) نشون بدم؟
۱۷:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: من بشما اعتماد کردم ک مشورت میکردم
۱۷:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: بله اجازه میدم
۱۷:۴۸،‏ ۲۲ آوریل – بنده خدا: بفرمایید

لینک کوتاه

۱۲ نظر

  1. سلام علیکم حاج آقا
    جدا از ادبیات این طلبه ریختیم بهم بهر دلیلی که از حوزه رفته حق نداره این طور صحبت کنه و اصلا در آداب طلبگی نیست.
    واقعا صبر بالایی دارید که تحمل کردیید این همه به شما توهین کنه.
    هر کسی بجا شما بود بش جواب نمی داد بلکه با حوزشون تماس می گرفت و به مدیر حوزشون گلایه می کرد.

  2. شیخ!
    ایشون شما رو قشنگ مورد لطف خاص خدشون قرار داده.
    بنده که نمیدونم قضیه چیه، ولی تا این حد اهانت؟!!!
    بنده بعنوان کسی که از چهار حوزه بزرگ و بهترینهای اهواز (۳تا در اونها درس خوندم) کاملا خبر دارم،مثل مدیریت شما،و دوستانی مثل طلابتون ندیدم.
    البته بنده کسی نیستم که تأیید یا ذم کنم.

  3. تازه پیامها رو مطالعه کردم خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم به نظرم علنی نمیکردیدبهتربود واقعا ناراحت شدم که چرا….. حالا هم دیگه بغضم شکست دیگه نمیتونم ادامه بدم التماس دعا

    • از اینکه، نشر این مطلب، موجب ناراحتی شما شد، عذر خواهی میکنم، واقعش خواستم بعضی از دوستان بدونن که چه افرادی، مورد برخورد ما قرا میگیرن. تازه برای اینکه دوستان، تشویق بشن و ایرادات بنده را تذکر بدن، البته مودبانه 😀

  4. مثلا علی بن مهزیاربودم، بایه روحانی آشنا شدم
    میگفت من با شیخ هردان فقط توی یه جلسه شرکت داشتم و میگفت.که شما خود رای هستید!!!
    البته خودگوینده داشت غیبتتون رو میکرد!!!!!!

    • البته بنده خدا راست میگه و بنده نظر خودم را دارم و مثل خیلیها تابع جو و گروه و این و اون نیستم.
      تقوای این بزرگوار، مورد تحسین بنده است، هر چی باشه ایشان، در یک جلسه با بنده دیدار داشته، خیلیها اصلاً یک بار هم من را ندیده اند و بسیار در موردم حرفهای غیر واقعی، میگن که افرادی که از نزدیک، بنده را میشناسن، با شنیدنشان، غیر از خنده، و تمسخر عقل گوینده، جوابی نمیتونن بدن.
      خداوند، به همه ما تقوا عنایت نماید و عاقبتمان را ختم به خیر کند.

  5. الان فضولیمون گل کرده قضیه چیه !

  6. واقعا برای انسان ظاهر ساز و ریاکاری مثله شما متاسفم،عزیزانی که براتون توی بخش نظرات دم تکون میدن هم مگسای دور شیرینی هستن و معلوم الحال،من کامل در بطن قضیه بودم، اولا خیلی یه شخص باید پست باشه حریم خصوصی کسی رو منتشر کنه، دوما شما الان دروغا و انکارای خودتو گذاشتی چون اقسم بالله جز همین که بخاطر کتابای علامه تهرانی و یه سری کتب عرفانی فلسفی بهش گفتی بیرونت کردم، البته دعوای مسئول اموزش باش بی تاثیر نبود،مسئول آموزشی که بخاطر مسایل شخصیش شروع کرد با این بنده خدا دعوا کردن،تقصیر شخص مسئول اموزشم بود،جالبه شما یکی از دلایل اخراجش بعلاوه داشتن کتب علامه تهرانی فلسفی و عرفانی(که شما باش و با تمام فیلسوفاوعارفا مشکل دارین) اعلام کردین و یکی از مسئولین تهدیدش کرد که کسی از این قضیه چیزی بفهمه پرتت میکنم بیرون ….در کل شما و کادر مدرستون یه یی عفت و بی تقوا و دروغ گو هستین انشاالله خدا نسلتو منقطع کنه ، ریشتوخشک کنه، پسر بزرگت هم پاسوزبی تقواییای تو ، شنیدم دومی میخواد بیاد حوزه اینم مثله اولی نشه بدترش میشه … درضمن برای آخرین مطلب اینکه چرا همه ی منتقدای شما دورغ میگن و همه دارن حرف در میارن و همیشه اونا اشتباه میکنن؟؟ چرا فکر میکنی حضرت ایوبی باقیه مردم هم که انتقاد میکنن فاسق فاسدواخه ه نفر دروغ میگه دونفر دروغ میگن ،نه اینکه هر جا از قم و اهواز هر کی رو دیدم دلش پره از کارهای پلیدت… دروغ گوی پست، انشاالله امام زمان بیاد سره توی فاسقو بزنه…. میدونم پیامم رو نمیزاری بقیه بخونن اجازه نشرش نمیدی

    • من چیزی ندارم بگم فقط اگر اینگونه ام که ایشان میفرماید، خداوند از سر تقصیراتم بگذرد.
      و اگر این بنده خدا دروغ و تهمت زده، خدا از تقصیراتش بگذره.
      این نسبت به خودم و اما توهین به خوانندگان و نظر دهندگان، با خودشون.

    • برو بچه جون ، چیه بچه های کوچتون توی آفتاب مهتاب بازی کردن رات ندادن اومدی اینجا عقده خودتو خالی کنی
      شما هر چی لایق خودته رو برای حاج آقا گفتی ، برای چیز دیگه سوختی ، نه داداش اینجا اهوازه ، آب خوب نمیاد ، برو جای دیگه آب پیدا کن بریز اونجا که می سوزه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

کد امنیتی *