بایگانی نویسنده: صادق

مقدمات سفر کربلا

بین الحرمینثبت نام اینترنتی عتبات عالیات که شروع شد، همون روز اول برای خودم و علی ثبت نام کردم، هیچ کس خبر نداشت، حتی علی نمیدونست، مدتی بعد قرعه کشی شد و اولویت چهارم در اومیدم، این یعنی اینکه کاروان مناسب و تو ایام تعطیلی نصیبمون نمیشه، اولین تاریخ حرکتی که میشد انتخاب کنم، اردیبهشت ماه بود. تقریباً داشتم نا امید میشدم و بیخیال شده بوم، دوستی دارم که مداح کاروان هست و سفرهای زیادی به عراق انجام داده، ازش پرسیدم وضعیت کاروانها چطوره؟ گفت که به علت گران شدن هزینه، آمار شرکت کنندگان کم شده و بعضی کاروانها با کمبود افراد مواجه هستن، گفتم که بنده ثبت نام کردم و کاروان مناسبی گیرم نیومد. میشه یه بررسی کنید و یه جایی برای دو نفر پیدا کنید. روز دوشنبه ۱۴ اسفند برام پیامی فرستاد و یه شماره موبایل ارسال کرد و تأکید کرد زود باهاش تماس بگیرم، تماس گرفتم گفتن همین الان مدارک بیارید، بله کاروانی بود که دو نفر کم داشت تا تکمیل بشه، انگار منتظر ما دو نفر بودن، سریع رفتم و مدارک دادم. تاریخ حرکت یک شنبه ۴ فروردین ۹۲ بود. از نکات جالب این سفر این بود که فقط خودم و علی در جریان بودیم و کسی از اعضای خانواده، حتی فرماندهی کل هم از جریان اطلاع نداشت، البته گفته بودم که سفری در پیش دارم و یک هفته به طول میکشه و قراره علی را با خودم ببرم. پنهان کاری هم علتی داشت و اون اینکه که اگه میفهمیدن ممکن بود افکار عمومی فشار بیارن و همه بخوان بیان که علاوه بر هزینه زیاد، کوچک بودن زهرا و سرباز بودن محمد، گیر نیوردن کاروان برای این همه مسافر هم بود. همه فکر میکردن که عازم قم یا مشهد هستم و تو اردویی از طرف بسیج دارم میرم، اصرار کردن که مقصد را بفهمن، من گفتم که ان شاءالله رسیدیم مقصد تماس میگیرم خدمتتون، همینطور هم شد و اولین تماسم با منزل از نجف اشرف بود. 😀 نکته عجیب هم این بود که علی با همه ی دهن لقی که داره خوب تحمل کرد و اصلاً لو نداد. 😀

سرقت سیم های تلفن

سیم تلفن

پس از جنجال سرقت کابلهای برق و قطعی مکرر و بروز مشکلاتی و البته عدم پیگیری مناسب قضیه از سوی دستگاه های مربوطه، در ایام تعطیلات نوروزی و با استفاده از فضای خلوت خیابانها و کوچه ها، تعدادی از بیماران عزیز مبتلا به بیماری اعتیاد، جهت خرید داروهای مورد نیاز خود اقدام به قطع سیمهای تلفن نمودند که جا دارد حامیان این قشر دردمند جامعه دست به کار شده و با تأمین هزینه داروی این عزیزان، جلوی اینگونه اقدامات را بگیرند.لازم به ذکر است که چیزی که در این بین به آن توجه نمیشود، طبق معمول، حقوق مردم و صاحبان خطوط تلفن است که در صورت بروز چنین مشکلی، از طرف شرکت مخابرات به اشد مجازات محکوم شده و حداقل تا ده روز باید منتظر رفع قطعی تلفن خود بمانند، تا درس عبرتی باشد برای همه کسانی که بی خود و بی جهت سیم تلفنشان سرقت میشود. 😀 حالا اگه یه بیچاره ای مثل ما اینترنت ای دی اس ال روی همون خط داشته باشه که عذابش دردناکتره. البته خیالتون راحت باشه، تدابیری قبلاً شده و خط دیگری هم تو خونه دارم و اینترنت روی اون دارم که اتفاقاً اون یکی از یک پست دیگر کشیده شده و الحمدلله تا این لحظه از دست برد مصون مونده.SDC11318

ایام فاطمیه در کربلا و نجف

سلام! ایام فاطمیه رو خدمت همه دوستان تسلیت عرض میکنم. خیلی دوست داشتم مطلب مفصل تری بنویسم. ولی الان در کربلا دعا کوی شما عزیزان هستم! همونطور که میدویند اینجا کیبورد فارسی نیست و تایب کردن مشکله. به عنوان غلط املایی تذکر ندىد. الان کافی نت هستم. انشالله وقتی برکشتم مطلب مفصلی خواهم نوشت.

یکی بگه چه خبر شده؟

نمیدونم چه اتفاقی داره تو مملکت میفته، اینترنت به هم ریخته، وی پی ان (استغفر الله) قطعه. گوگل تاک کانکت نمیشه، سامانه های اس ام اس به کل قطع شدن، کسی خبر داره که برای چی هست این جریانات، به انتخابات که خیلی مونده. 😀 اوضاع هم ظاهراً عادیه. خدا به خیر بگذرونه، فکر کنم سال پر قطعی در پیش خواهیم داشت بالخصوص خرداد و تیرماه. همینجا یه پیشنهاد میدم به مسئولین محترم که به جای قطع این سرویس و اون سرویس و بعد توجیه کردن که لنگر کشتی افتاده روی فیبر نوری و از این حرفا، بیان یه بهانه درست کنن و برق را قطع کنن، همه چیز به تبعش قطع خواهد شد. حتی تلفن و موبایل، یه فایده مهم هم داره که ملت مقاومتر میشه و به سایر تحملهاش، تحمل بی برقی هم اضافه خواهد شد. 😀

معرفی مدیر داخلی

یکی از خوانندگان وبلاگم، خودش یه وبلاگ داره که لینکش تحت عنوان مدیر داخلی تو بخش لینکها هست، یه نظر داده بود و گفته : یه بار نشد عکس ما رو بزنید تو وبلاگ و ازمون تعریف کنید. امروز هم که روز آخر درسهای حوزه در سال ۱۳۹۱ بود، با دوربین پیشم اومد و حرف از انتشار عکسهای عقیقه بود که باز گفت : از من که عکسی تو وبلاگتون نمیذارید. من فرصت را مغتنم شمردم و گفتم با دوربین خودش چندتا عکس باهم بگیریم، قرار شد اونها را برام بفرسته تا توی وبلاگ منتشرشون کنم و این جوان آرزو به دل نمونه و به آرزوش برسه 😀 و اما معرفی ایشان در چند جمله، طلبه روشنفکر، البته نه از نوع منفی، متجدد، جوان و با نشاط، نسل آینده روحانیون که ان شاءالله ادامه دهنده راه سلف صالح از علمای گرانقدر باشند. ایشان در مدرسه، سمت مدیریت داخلی را دارند و انصافاً کمک بزرگی تو حفظ نظم و انضباط میکنه. این شما و این مدیر داخلی که کسی نیست جز آقای سعید چمن نژادیان 😀  ادامه مطلب »

عقیقه زهرا

مستحب است روز هفتم ولادت، برای مولود عقیقه کنن، البته بعد از روز هفتم و تا آخر عمر استحباب باقی است، خوب اون موقع نشد کاری بکنیم و برنامه ای که ریختیم، تو سرمای زمستان قابل اجرا نبود، قرار گذاشتیم عقیقه زهرا را بریم تو فضای آزاد، همونجا قصاب و آشپز ببریم و مدعوین تشریف بیارن برای ناهار. بالاخره پس از کش و قوسهای بسیار، جمعه، یعنی دو روز قبل، برای این کار در نظر گرفته شد. همون روز فرصت نشد پست بزنم، دیروز هم سرور ریخته بود به هم، الان و به درخواست بعضی دوستان هر جور بود سرور را بالا اوردم و عکسها را براتون میذارم. البته عکس کم گرفتم، سرم شلوغ بود و کسی هم تو این بخش کمک نکرد، معمولا علی عکاس میشد که این دفعه نشد و یه گروهی برای خودش پیدا کرد و به گوشه ای خزیده بود، فقط برای غذا خوردن، سرو کله اش پیدا شد. 😀  ادامه مطلب »

پایانی دیگر

هر روز که میگذره یک قدم به پایان نزدیک میشیم روزها و ماه ها و سالها سپری میشن و غیر از خاطرات تلخ و شیرین چیزی نمیمونه، امیدوارم که گذر زمان و سپری شدن وقت در کارهای مفید توشه ای برای آخرت ما باشه و از کسانی نباشیم که فکر میکنبم داریم کار خوب انجام میدیم و بعد از رفتن متوجه بشیم که همه این کارها آلوده به ریا و سمعه و دیگر اغراض فاسد بوده. الغرض امروز دوره دیگری از درس سپری شد و با گروهی که حدود ۷ ماه در خدمتشون بودم، خدا حافظی کردم، پارسال تو همین روزها بود که پایان کلاسی را اعلام کردم، انصافاً انگار همین دیروز بود. به رسم سال گذشته امروز هم تعدادی عکس گرفتم که تقدیم میکنم. ادامه مطلب »

سامانه پیام کوتاه حوزه

login_howzeh-sms.irحوزه های علمیه چند وقتی است که به سمت و سوی اتحاد و مشارکت در برنامه های یکدیگر رفته اند که این اقدام خوب و مبارکی است اما کافی نیست و باید مراکزی عهده دار خرجهای حاشیه ای اونها هم بشن تا هزینه تمام شده بعضی خدمات اونها کمتر بشه، از جمله چیزهایی که در سالهای اخیر باب شده و متأسفانه تمرکز و سازماندهی مناسبی پیدا نکرده قضیه وب سایتها و سامانه های پیام کوتاه است که بعضیها در اثر نا آشنایی مبالغ هنگفتی برای این موارد پرداخت نموده اند. بر آن شدم تا یه حرکتی در این زمینه انجام بدم، اولین حرکت ثبت یک سایت و گرفتن نمایندگی پیام کوتاه است که اختصاصی برای حوزه ها و طلاب قرار دادم و البته دوستان نزدیک غیر طلبه هم ممکنه پذیرفته بشن. عمومی نشدن به خاطر دردسرهایی که میتونه این کار داشته باشه هست. دوستان غیر طلبه میتونن از سامانه پیام کوتاه نور خرید بکنن که تعرفه مناسبی داره و مال یکی از دوستان عزیز بسیجی ماست. افراد را خودم به صورت دستی ثبت نام میکنم و طبیعیه که فقط افراد آشنا و مورد اعتماد ثبت نام میشن. هزینه هم نزدیک قیمت خرید هست و فقط به حصول اصل سرمایه اکتفا میکنم. اعلام آمادگی میکنم که این سایت را به مراکز حوزوی بسپارم، اگه مایل باشند فقط اصل هزینه ما را بدن، میرم کنار. در خصوص راه اندازی وب سایت هم در خدمت مراکز حوزوی و طلاب محترم هستم، تماس بگیرن.

لینک سایت سامانه پیام کوتاه

لینک ثبت نام سامانه

ناهار مجردی با دوستان

بالاخره هر چیزی یه حدی داره، زن ذلیلی هم حدی داره 😀 امروز با تعدادی از دوستان و به صورت کاملاً مجردی، به گونه ای که هیچ کس فرزندی با خودش نیورده بود، به بیرون شهر رفتیم و جای همه شما خالی ناهار را اونجا صرف کردیم. این یک چیز بی سابقه و بی سابقه تر هم اینه که میهمانی از طرف بنده بوده. 😀 زحمت اصلی را هم دوستان کشیدن. البته همینجوری بی علت نبود. به افتخار دوست مستبصر یمنی بود که چند روزی تشریف اوردن ایران. هفته قبل به دلیل اشتغالات فراوان فقط چند بار و به مدت خیلی کمی تونستم ببینمش. امروز که جمعه بود، گفتم تلافی کنم و حسابی خدمتشون باشم. امسال به دلیل بارندگی مناسب، بیشتر نقاط سرسبز هست و کافیه چند کیلومتری از شهر دور بشید، متوجه سرسبزی و طراوت زمینهای اطراف جاده میشید. محل را یکی از دوستان انتخاب کرد و من اولین باری است که اونجا میرفتم. جنگل گنبوعه در جاده اهواز – حمیدیه. خیلی خوش گذشت، نماز جماعت در دل طبیعت و پس از آن کباب و ناهار دسته جمعی. جای همه دوستان خالی. ادامه مطلب »

مقررات مضحک

کشور ما به داشتن مقررات و قوانین بسیار، در بین کشورهای جهان معروفه و برای هر چیز کوچک و بی ارزشی ده ها نر و ماده و تبصره نوشته شده و منع و مجازات قرار دادن. برای بعضی ثبت نامها مدارکی میخوان که آدم نمیدونه باید از کجا تهیه کنه. جایی هم نیست که بشه اعلام کنیم و بگیم که این مقررات به این دلیل و اون دلیل درست نیست. بعضیاشون اینقدر مسخره هستن که کارکنان همون سازمان هم اذعان دارن و به یک سند فورمالیته رضایت میدن. باید کل ملت به این مقررات بخندن و همه بگن تا یکی پیدا بشه و یه چیزی از تو یه قانون برداره. برای نمونه چند مثال میزنم: ادامه مطلب »