صادق
دوشنبه, 31 مرداد,1390, 19:45
730
شعری ار محمد مهدی سیار در مظلومیت سید مظلومان، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
مالک رسیده است به آن خیمه سیاه
تنها سه چار گام، نه این گام آخر است
اما صدای کیست که از دور میرسد
گویا صدای ناله «برگرد اَشتَر» است
این ناله خفیف و گرفته از آن کیست؟
من باورم نمیشود از حلق حیدر است
مالک، رها کن آن سوی میدان و بازگرد!
این سو پر از معاویههای مکرر است
امروز پاره پاره قرآن به نیزههاست
فردا سری که قاری آیات پرپر است
تاریخ! گوش دار که آن خطبه بلیغ
غم نامه علی است که اینک به منبر است
حتی عقیل طاقت عدلم ندارد، آه!
من یوسفم کیست که با من برادر است
من یوسفم، تو یوسف بیچاه دیدهای؟
این چاههای کوفه عجب گریه پرور است!
صادق
دوشنبه, 31 مرداد,1390, 07:38
1,213
در مسجد امام علی علیه السلام شبهای ۱۹ ، ۲۱ و ۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم مفصلی برگزار میشه. در هر سه شب، سحری برای بیش از ۵۰۰ نفر پخته و توزیع میشه. علاوه بر دعاها و اعمال معمول لیالی قدر، ذاکران اهل بیت عصمت و طهارت نیز در شبهای ضربت خوردن و شهادت امیرمؤمنان، ذکر مصیبت و نوحه سرایی میکنند. دیشب برای شرکت در این مراسم به مسجد رفتم، ادامه مطلب »
صادق
جمعه, 28 مرداد,1390, 23:55
2,778
امروز خیلی دلم گرفته بود. تصمیم گرفتم به زیارت اهل قبور برم، من زیاد به زیارت اونها میرم، مدتی نرفتم و اگه این مدت طول بکشه احساس دل تنگی میکنم. تو روایات نورانی اهل بیت هم خیلی سفارش شده به زیارت اهل قبور و برای دوری از دنیا زدگی و رغبت به آخرت خیلی مفیده. وقتی زیارت اهل قبور خونده میشه و به معنای فقره آخر خوب توجه بشه که:” و نحن ان شاءالله بکم لاحقون ” و باور کنیم که یه روزی بالاخره جایگاهمون اونجا است و به اونها ملحق میشیم. توی خیلی از مسائلمون تجدید نظر خواهیم کرد. ادامه مطلب »
صادق
جمعه, 28 مرداد,1390, 19:00
280

عجب تقارنی شده میان قرآن و عترت، شبهای پر فیض قدر و نزول قرآن گره خورده با صاحب قدر و صراط مستقیم. از همه عزیزان التماس دعا دارم. یه شعریه که من خیلی دوستش دارم و تناسب با این ایام و لیالی داره را تقدیم میکنم. شعری از آقای احمد عزیری. ادامه مطلب »
صادق
جمعه, 28 مرداد,1390, 01:00
1,124
امسال از اول ماه مبارک رمضان توفیق داشتم و هر روز بعد نماز ظهر و عصر حدود نیم ساعت بیان احکام شرعی و نقل روایت از اهل بیت علیهم السلام داشتم. گرچه متأسفانه استقبال کم بود اما به هر حال توفیقی بود که نصیبم شده. روایات جلسه را از کتاب شریف کافی ج اول و از کتاب العقل و الجهل انتخاب کردم. روایت مفصلی از ادامه مطلب »
صادق
چهارشنبه, 26 مرداد,1390, 22:53
908
دوستان زیادی دارم که برای خرید سیستم یا لوازم جانبی با من مشورت میکنن، بعضیا هم بر خلاف چیزی که بهشون میگم عمل میکنن 😀 یه بار یکی از دوستان ازم خواست که برای خرید مانیتور همراهش برم بازار، من هم که در ایام درسی اگه کار ضروری باشه بعد از ظهرها میرفتم و هیچ وقت قبل از ظهر به بازار نمیرفتم، خیلی اصرار کرد و قبول کردم و بعد از تموم شدن درس یه جایی باهم قرار گذاشتیم و منو برد به فروشگاه یکی از دوستان خودش، دوستش مارک مورد نظر من را نداشت و شروع کرد به تبلیغ جنسی که خودش داره، دوستم یواشکی بهم گفت که چه کنم بخرم یا نه؟ من که تقریباً ناراحت شده بودم، گفتم تو که منو پیش دوست خودت اوردی از خودش میخواستی مشورت میداد دیگه. حالا من چطور بگم به شما؟ اما اگه نظر منو میخوای این جنس را نخر و برو یه مارک دیگه را بخر. بالاخره صحبتهای دوستش مؤثر افتاد و چیزی را که نباید بخره، خرید. مانیتور را به منزل ما اورد و همونجا تستش کرد و متوجه کیفیت پایینتر اون شد. اما دیگه چارهای نداشت. شب بعد از نماز مغرب و عشاء تلفن کرد و گفت که مانیتور سوخته و اصلاً کار نمیکنه.! هر چی بلد بودم را تلفنی گفتم اما فایده نداشت. خیلی اصرار کرد که بیاد دنبالم و منو بر بالین مانیتور ببره. من هم هرچی عذر میخواستم فایده نداشت. ناچار قبول کردم و با موتور سیکلت اومد دنبالم. شب بسیار سردی بود و منزلشون نسبتاً دور. به اونجا که رسیدم دیدم کابل برق مانیتور را اصلاً از کارتن درنیورده و وصلش نکرده. 😀 بهش گفتم که خودت دیدی من تو خونه چه کار کردم، چرا برقش را وصل نکردی؟ گفت که فکر کردم فقط اتصالش به کیس کافیه و خودت اصلاً این سیم را استفاده نکردی. راست میگفت چون من از سیم مانیتور خودم استفاده کرده بودم.
صادق
سه شنبه, 25 مرداد,1390, 00:41
1,084
میلاد با سعادت کریم اهل بیت، سبط اکبر پیامبر رحمت، امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمامی پیروان اهل بیت عصمت و طهارت مبارک باد.
دیر شدن را هم به حساب مظلومیت امام مجتبی(ع) بگذارید. از شب میلاد تا آخر روز پانزدهم دسترسی به مدیریت وبلاگ نداشتم.

صادق
یکشنبه, 23 مرداد,1390, 19:51
1,659
اینقدر خاطره تلخ و شیرین دارم که نمیدونم کدوم را بنویسم و نیاز به یه اشاره و یه محرک هست که یکی را انتخاب کنم جریان ضایع شدن سید میلاد را تو وبلاگش خوندم و این خاطره یادم اومد. ادامه مطلب »
صادق
یکشنبه, 23 مرداد,1390, 00:00
584
ان شاءالله این آخرین قسمت باشه و دیگه تموم بشه.
روز دوم حدود ساعت ۷ الی ۸ بود که دکتری که عمل جراحی را انجام داده بود که اتفاقاً برادر یکی از روحانیون شهرمون هست و یکی دیگه از برادراش همکار یکی از دوستان نزدیکم بود برای دیدن عکسها و وضع عمومی من بالای ادامه مطلب »
صادق
جمعه, 21 مرداد,1390, 20:00
1,310
نمیخواستم به این زودی ادامه ماجرا را بنویسم، خیلی حال نوشتن ندارم اما از بس دوستان نظر دادن و فشار اوردن مجبور شدم زود بنویسم. اما اول یه چیزی به این عزیزان بگم که سریالهای تلویزیون هم حداقل ۲۴ ساعت بین قسمتهاش فاصله هست. یکم دندون روی جگر بذارید. 😀 ممکنه هم امروز تموم نشه و قسمتهای بعدی داشته باشه فقط اولش بگم که یه هفته روزه خواری بعداً میاد. ادامه مطلب »