بایگانی برچسب : خرابی ماشین

کولر ماشین

این روزها آدم اخبار گوش بده غیر از ناراحتی و نا امیدی و بدبختی و مرگ و میر، چیزی نمیشنوه، یه عده هم هستن که مشغول اختلاس و دزدی خودشون هستند اما عامه مردم تو فقر و فلاکت و سختی روزگار میگذرانند، شنبه اهواز بودم و با اتفاقات و اخبار ناگواری، شب راهی رامهرمز شدم، در همان ابتدای خروج از شهر، کولر ماشین از کار افتاد و باصطلاح، گل بود و به چمن آراسته شد. 😀 مسیر را تو گرما طی کردم، شیشه سمت راننده هم پایین نمی اومد و خیس عرق شده بودم، دیروز و به امید عیب مختصر و برقی، پنل جلوی ماشین را باز کردم که اتفاقاً اون هم خراب بود و یه جورایی خودم درستش کردم و تو این اوضاع اقتصادی، ۴۰۰ تومان صرفه جویی شد. ادامه مطلب »

روز خرابی ماشینها

دو روز قبل، اومدم اهواز، دیروز برای کاری، رفتم خرمشهر، بحمدالله ماشین، مساعدت کرد، دیشب یه مقدار اذیت کرد که از سیم سر باتری بوده و اصلاحش کردم، یکی از دوستان، وسیله ای ازم میخواست، آدرس گرفت و قرار بود بیات ببره، بعد از مدتی پیام داد که کلاچ ماشینش خراب شده و نتونست بیات، خودم رفتم، وسیله را بهش دادم، تو راه بازگشت، کلاچ ماشین خودم قطع شد و با دردسری، تا درب منزل، رسوندم، بعدش هم با دردسر بیشتری، تا درب منزل یکی از دوستان رسوندم تا فردا از اونجا ببرمش تعمیرگاه. ادامه مطلب »

تعویض پمپ بنزین

در ادامه سلسله مخارج مختلف ماشین، امروز پمپ بنزین توسط متخصصین داخلی تعویض شد.
قضیه از این قرار بود که ماشین، مدت زیادی است که شتاب لازم را بالخصوص در سربالایی ها ندارد. میشه گفت از همون اول که خریدمش، شتاب لازم را نداشت لکن این مساله روز به روز بیشتر شده و اوج اون در بازگشت از قم بوده،(شنبه ۹ شهریور) تمام مسیر بیش از ۷۰۰ کیلومتری، ماشین با صدای ناهنجاری کار میکرد، با پرس و جوهای مختلف، احتمال خرابی پمپ بنزین مطرح شد، دیگه تقریباً همه وسایل درگیر در کارکرد موتور را تعویض کرده بودم، متاسفانه مکانیکهای مثلاً حرفه ای هم چنین تشخیصی ندادند، ادامه مطلب »

خرابی ماشین

تو این سفری که به قم داشتم، وقتی به شهر رسیدم، دنده ۳ که میرفتم، صدایی از گیربوکس ماشین می اومد، نزدیک یک هفته باهاش کنار اومدم، بالاخره گفتم برم و نشون مکانیک بدم، اولین مکانیک گفت که ممکنه از وازکازین (گرایل) باشه و یه سری به تعویض روغنی بزن، برای چک کردن بردمش، با کمال تعجب متوجه شدم که اصلاً چیزی به نام وازکازین تو گیربوکس نبوده و خالی خالی شده. 😀 وقتی هم میخواست پرش کنه، دید که نشتی داره و فایده نداره، وازکازین را تو بشکه ای ریخت و داد دستم و روانه مکانیکی شدم، نشتی را گرفتن و وازکازین ریختن و دیدم که بحمد الله صدا برطرف شده، خوشحال از اینکه کار به باز کردن گیربوکس و هزینه سنگین نکشیده، راهی منزل شدم. البته همین کار مختصر و خرید سنسور کیلومتر که خراب بوده، ۲۸۰ تومان شده بود. ادامه مطلب »

تعویض ماهک (محک) دنده

دیشب جایی بودم و وقت برگشت، ماشین را روشن کردم، دنده عقب اومدم و دیگه دنده، تکون نخورد. 😀 جای نسبتاً دوری بود نمیشد کل مسیر را دنده عقب برم. از اون بدتر، مادرم اونجا بود و باید میرسوندمش منزل. همون موقع فهمیدم مشکل از کجاست، کاپوت را زدم بالا و موقتاً محک دنده را که در رفته بود، گذاشتم سر جاش، دنده، شل و ول بود اما به هر حال، تو اون موقع شب، کاری جز مدارا و احتیاط نمیشد بکنم. ادامه مطلب »

خرابی ماشین

دیروز حدودای ساعت ۲ بعد از ظهر کاری داشتم حوالی منطقه گلستان اهواز، کارم که تمام شد خانم گفت که امروز به مناسبت ۲۸ صفر، خواهرش شله زرد نذری داره، خونه شون هم همون طرفا بود، زنگ زدیم و پس از اطمینان از وجود شله زرد، رفتیم منزلشون، دقیقاً جلوی درب منزلشون کلاچ ماشین قطع شد و دیگه ممکن نبود برگردم، جمعه و ۲۸ صفر، دیگه اصلاً امیدی به پیدا کردن تعمیرگاه نبود، خود همریشم یه تعمیرگاه دارن که البته تعمیرکار اونجا کار میکنه، زنگ زد به تعمیرکار و تا بیاد، توفیق اجباری شد که خونه شون ناهار را هم بخوریم 😀 تعمیرکار اومد و گفت که الان کاری نمیشه کرد و باید بمونه، بعد از ظهر وعده داشتم برم جایی کاری قرار بود انجام بدم، بعد ناهار بنده خدا، ما را با ماشین خودش رسوند، وقتی رسیدیم، دوستانی که باهاشون قرار داشتم، درب منزل، منتظرم بودن.

امروز که بین التعطیلین بود، درسهای صبح برقرار بود و یکی از درسهای بعد از ظهر تعطیل بود و الا واقعاً برای رفتن به دو محل نسبتاً دور از هم، دچار مشکل میشدم، پسرم را گفتم و ۱۰ دقیقه قبل از درس اومد دنبالم و با موتور من را رسوند تا درس تعطیل نشه، طلبه ها را گفتم دعاتون ناقص مستجاب شده و کلاس در آستانه تعطیلی رفت. 😀 بعد از اتمام هم، نماز مغرب و عشاء را تو حوزه خوندم و پسرم اومد دنبالم و من را برد درب تعمیرگاه مورد نظر، قبلش تماس گرفته بودن و اعلام کرده بودن که ماشین آماده است. سر حساب و کتاب فهمیدم که پول ناهار و شله زرد هم حساب شده. 😀 خلاصه دویست هزار تومان پیاده شدیم. 🙁

تعمیر ماشین

آبان ماه سال گذشته بود که یه سمند مدل ۸۸ خریدم، دیگه وقتش شده بود که صاحب یه ماشین در حد خودم بشم، یه بنده خدایی که واسطه بود، البته از نوع واسطه بدون سود، تأییدش کرد، من هم با ضمانت خودش خریدمش، وقتی معامله تموم شد، شروع کرد به ایراد گرفتن و از جمله پیش بینی کرد که تا یک ماه دیگر واشر سرسیلندر باید عوض بشه، یک ماه و دو ماه و چند ماه هم گذشت اما خبری نشد، همیشه هم سر به سرش میذاشتم که شما با این پیش بینی هاتون.!! چند روزی قبل ماه مبارک، رادیاتور سوراخ شد و عوضش کردم، بعدش یه شیلنگ مربوط به رادیاتور و چند روز قبل یکی دیگه سوراخ شدن و سبب تخلیه آب رادیاتور شدن، این بنده خدا هم اومد و نظر داد که فشار آب باعث شده اینها به نوبت خراب بشن، فشار هم ناشی از سوختن واشر سرسیلندر هست، خلاصه قانعم کرد تا دیر نشده و دوباره رادیاتور سوراخ نشده، اقدام کنید و تعویض نمایید. میکانیک هم خودش قرار شد باشه و کارگاه هم تو حیاط منزل ما، با توجه به روزه بودن و گرمای شدید هوا، ساعات کار هم شب از حدود ۱۲ الی نزدیکیهای سحر قرار داده شد، همون شب خوابش برد و نیومد، شب بعدش اومد، یک شب، به باز کردن سرسیلندر گذشت، شب بعدش، هنوز سر سیلندر توسط تراشکار آماده نبود، شب سوم، لوازم سرسیلندر بسته شد و تنظیمات انجام گرفت، شب بعدش اوستامون خوابش برد و طبیعتاً کار به شب دیگری موکول شد، شب بعد، شب عید فطر بود و بنده خدا میخواست بره روستا، به اقوامش سر بزنه، ماشین هم برای عید فطر آماده نباشه کلی برنامه هامون مختل میشد، بنده خدا تو دو نوبت، قبل از ظهر و بعد از ظهر تو گرمای اهواز، اومد و بالاخره ماشین را روشن کرد، برای اینکه کارش را توجیه کنه و خرابی احتمالی بعدی سابقه اش را خراب نکنه، چند تا احتمال و نفوس بد هم زد، که بله اگر درست نشد و دوباره گرم کرد و فشار آب بالا بود، این دفعه حتماً سیلندر ترک برداشته و از این حرفا، قابل توجه اینکه واشر سر سیلندر هم با وجود باز شدنش، آثار خرابی جدی روش نبود گرچه روی یکی از پیستون ها، آثار آب و عدم کار مناسب مشاهده شد. ادامه مطلب »