واقعه‌ای نادر

یه چیز عجیبی امروز اتفاق افتاد که برای چند دقیقه فکر کردم یه نفر داره سرکارم میذاره و شوخیش گرفته. 😀 سرم واقعاً شلوغ بود و حال نداشتم، هر چی فکر کردم نشناختمش بالاخره با کمال تعجب، باور کردم که خواب نمیبینم و سرکار نرفتم.

جریان از این قراره که ما چند روز دیگه از منزلی که الآن هستیم اسباب کشی می‌کنیم و به مکان دیگری می‌ریم، علتش هم کمی جا تو منزل فعلی است. دو روز قبل رفتم دفتر خدمات ارتباطی و درخواست یه خط تلفن شهری کردم، واریز پول و پر کردن فرم را انجام دادم و امروز مخابرات اومدن، خط را وصل کردن (یعنی کمتر از ۴۸ ساعت).گفتم شاید پستی که علیه اقدامات سریعشون نوشته بودم را خوندن و اومدن تلافی کنن. 😀 به هر حال دستشون درد نکنه و این اقدامشون جای تشکر و قدر دانی داره.

۲ نظر

  1. حاجی پول دار شدی خونه بزرگ میخری؟ حتما یه خونه ویلایی ۲۰۰۰ متری خریدی ؟ ۱۲۰۰ متری جاش کم بود؟ 😆 به رییس حوزه ای گفتن 😀

  2. سلام

    ان شالله جبران میکنن این اشتباه رو

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

کد امنیتی *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.