واقعه‌اي نادر

يه چيز عجيبي امروز اتفاق افتاد كه براي چند دقيقه فكر كردم يه نفر داره سركارم ميذاره و شوخيش گرفته. 😀 سرم واقعاً شلوغ بود و حال نداشتم، هر چي فكر كردم نشناختمش بالاخره با كمال تعجب، باور كردم كه خواب نميبينم و سركار نرفتم.

جريان از اين قراره كه ما چند روز ديگه از منزلي كه الآن هستيم اسباب كشي مي‌كنيم و به مكان ديگري مي‌ريم، علتش هم كمي جا تو منزل فعلي است. دو روز قبل رفتم دفتر خدمات ارتباطي و درخواست يه خط تلفن شهري كردم، واريز پول و پر كردن فرم را انجام دادم و امروز مخابرات اومدن، خط را وصل كردن (يعني كمتر از 48 ساعت).گفتم شايد پستي كه عليه اقدامات سريعشون نوشته بودم را خوندن و اومدن تلافي كنن. 😀 به هر حال دستشون درد نكنه و اين اقدامشون جاي تشكر و قدر داني داره.

همچنین بررسی کنید

چهاردهمین سالگرد

از موقعی که سایت را راه‌اندازی کردم تا الان، دقیقاً ۱۴ سال می‌گذره، ۲۹ تیرماه …

تعویض لاستیک

از وقتی که شروع کردم به نوشتن زمان تعویض باتری، دیگه مدّت دقیق بازدهی باتری …

تعویض باتری

یکی دو روز میشه که صبح، ماشین را با هُل دادن روشن می‌کنم؛ امروز گویی …

از گربه یاد بگیریم

این گربه را خدمت شما معرفی می‌کنم؛ اسمش مَنگول است. تو خونه ما به دنیا …

نقطه قوت یا نقطه ضعف؟

دوستان من میدونن از سال ۱۳۹۰ این سایت را راه‌اندازی کردم و فارغ از موقعیت …

2 نظرات

  1. حاجی پول دار شدی خونه بزرگ میخری؟ حتما یه خونه ویلایی 2000 متری خریدی ؟ 1200 متری جاش کم بود؟ 😆 به رییس حوزه ای گفتن 😀

  2. سلام

    ان شالله جبران میکنن این اشتباه رو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.