خاطرات قدیم

دوستان دور و نزدیک میدانند که بنده مدتی در اصفهان زندگی و تحصیل کرده ام، دوره ای که با یک جوگیری ساده ی دوره ی جوانی آغاز شد و همراه با مشکلات عدیده ی معیشتی و غیره بود که کمتر کسی از آنها اطلاع دارد، دورانی که به سختی بر ما گذشت، از سال ۷۲ تا اواخر ۷۶ در اصفهان زندگی میکردیم و شرح لمعه و بخشی از مکاسب و رسائل را نزد علمای آن شهر خواندم، در حدود یک سال و نیم آخر اقامت، منزلی بسیار قدیمی را اجاره کرده بودیم، که کوچکترین امکانات رفاهی هم نداشت، گاز نداشت و زمستان بسیار سرد اصفهان، با کمبود نفت واقعاً خاطرات سخت و تلخی را برایمان به جا گذاشت، کنار آن منزل، مسجدی بود، مسجدی به نام مقدس ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مثل بیشتر مساجد، دعوای بسیج و هیئت هم داشت، معمولاً امام جماعتها بیش از ۲ ماه آنجا دوام نمی آوردند، اما از آنجا که بنده، خیلی پوست کلفت بودم، تا آخر اقامت در اصفهان، امامت آن مسجد را به عهده داشتم و تونستم با دعواهای جناحین و بلکه جناحها، کنار بیام، کل اصفهان و مرارتها و سختیهایش یک طرف، دوستانی که در این مسجد پیدا کردم هم یک طرف دیگر، که انصافاً تحمل تمام سختیها به پیدا کردن چنین دوستانی می ارزد، نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. پس از سالها دوری، امروز و در عصر دلگیر جمعه، تماسی از اصفهان داشتم، تقریباً همه دوستان آن دوره، دور هم جمع شده بودند و با دیدن وبلاگم یاد خاطرات گذشته نموده و تماسی گرفتند. از شنیدن صدایشان بسیار خوشحال شدم. این دوستان در آن دوره دانش آموز یا ابتدای دانشگاه بودند و الان همگی دارای تحصیلات عالیه و از افتخارات میهن اسلامی ما هستند. جهت یاد آوری یاد و خاطره آن روزها، چند عکس از آن دوران را تقدیم میکنم.دوستان اصفهانی

دوستان اصفهانیدوستان اصفهانی

در سال ۱۳۷۸ بعضی از این دوستان سفری به اهواز داشتند که طی آن یک روز با هم رفتیم شوشتر و عکسهای زیر در آنجا گرفته شده است.

دوستان اصفهانیدوستان اصفهانیدوستان اصفهانی

۵ نظر

  1. سلام یادآن ایام بخیر که روزگار خوبی بود گرچه آن موقع من هم فشار هائی در زندگی داشتم که به لطف خدا به خیر ختم شد ولی هرچه فکر میکنم بهتر از آن ایام نبود فکر میکنم خیلی نا شکر بودم ونمیدانستم خدا وند چه قدر نزدیک بود و چه قدر به من عنایت میکرد .مرحوم صغیر اصفهانی (شاعری که اشعار مدح ورثاء ایشان در اکثر مجالس روضه خوانده میشود ) در لحظات پایانی عمر شریفش چنین سرود :کارساز ما درفکرکارماست فکر مادر کار ما آزارماست .

  2. سلام
    اگر میشه از دوران سختی بگید
    شاید برای من و امثال من خوب باشه،بشه استفاده کرد
    اگه سخته که شاید افرادی از نزدیکانتون نبینه یا هر چی نوشته رمز دار باشه

  3. یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
    درمیان لاله و گل آشیانی داشتم
    گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار …………..
    روز وصل دوستداران یاد باد !
    یاد باد آن روزگاران ! یاد باد!
    التماس دعا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

کد امنیتی *