صادق

مکالمه متفاوت

امروز برای کاری، مزاحم یه دوست عزیزی شدم، زحمت کشید و وسیله ای برام تهیه کرد و جایی رسوند و تحویل داد، یه ساعت بعد، برای تشکر، زنگ زدم خدمتشون و گفتم که این مکالمه خاص هست و متفاوت، ایشان کنجکاوی کرد که بفهمه جریان چیه اما بهش نگفتم و وعده دادم که عکسی در همون زمان بگیرم و براش …

ادامه مطلب »

تعویض ماهک (محک) دنده

دیشب جایی بودم و وقت برگشت، ماشین را روشن کردم، دنده عقب اومدم و دیگه دنده، تکون نخورد. 😀 جای نسبتاً دوری بود نمیشد کل مسیر را دنده عقب برم. از اون بدتر، مادرم اونجا بود و باید میرسوندمش منزل. همون موقع فهمیدم مشکل از کجاست، کاپوت را زدم بالا و موقتاً محک دنده را که در رفته بود، گذاشتم …

ادامه مطلب »

اردوی حوزه

از ماه ها قبل، مدرسه امام جعفر صادق علیه السلام، برنامه اردوی قم داشته، از قبل برنامه ریزی کرده بودم که همان ایام، من هم برم قم، بالاخره روز موعود فرا رسید و پس از کش و قوسهایی و کنسل شدن اردو و … بالاخره، اوضاع عادی شد و قرار به رفتن شد، من یک روز قبل راه افتادم، یکی …

ادامه مطلب »

عمل چند منظوره

همونطور که تو پست قبلی هم عرض کردم، بیرون رفتنهای ما معمولاً روزهای پنجشنبه است، دیروز هم که مفصلاً به این سنت حسنه عمل کردیم. 😀 امروز استثنائاً و بر خلاف رویه، جهت شادی دختران خردسالم، یهویی تصمیم گرفتیم که بعد از ناهار بریم بیرون، جای امروز با دفعات قبل فرق داشت، تو مسیرش، محل دفع زباله هست و سگهای …

ادامه مطلب »

به گل نشستن سمند

دوستان و آشنایان عزبز، مستحضرند که طبق رویه چندین ساله، پنجشنبه ها، بچه ها را به اطراف شهر میبرم و ساعاتی را در فضای آزاد میگذرونن، امروز هم با وجود سردی هوا و وزش باد نسبتاً شدید، این کار را ترک نکردم، باران هم باریده بود در اثر اشتباه محاسیاتی، ماشین تو گل گیر کرد، هر کاری که میتونستیم انجام …

ادامه مطلب »

درآمد زایی برای دولت

امروز برای افتتاح حساب همسرم، به شعبه صندوق قرض الحسنه دفتر تبلیغات واقع در خیابان صفائیه قم، مراجعه کردم، اصلاً قبول نمیکردن که حساب باز کنن، شعبه اهواز، به طلاب التماس میکنه که بیان و برای همه اعضای خانواده حساب باز کنن، تو قوانین خود صندوق هم، وام جهت همسر طلاب پیش بینی شده که لازمه اون داشتن حساب هست، …

ادامه مطلب »

خادمین گمنام شهدا

روز دهم آذر بود که پست مربوط به مزار مادر غریب سه شهید گرانقدر را منتشر کردم، وقتی لینک مطلب را از طریق شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتم، سیل پیامها به سویم سرازیر شد که آدرس محل دفن را ازم میخواستن، چندین تماس تلفنی هم داشتم، افرادی که از نزدیک آشنایی خاصی باهاشون نداشتم و بعضیاشون را دورادور میشناختم، اکثراً …

ادامه مطلب »

قبر مادر سه شهید!!!

قبر مادر سه شهید بزرگوار در اثر بارندگیهای اخیر به کلی تخریب شده، یعنی اساساً درست نشده و خاکی و بدون سنگ و سیمان مانده، آن هم پس از ۳ سال.!!! در تاریخ ۴ اسفند سال ۱۳۹۴، خبر درگذشت و دفن مظلومانه مادر شهدای گرانقدر، ابراهیم، خلیل و محمد حردانی را منتشر کردم، تاریخ درگذشت و دفن ایشان، دوم اسفند …

ادامه مطلب »

بازگشت دوباره

بعد از مدتها تعطیلی و قطعی وبلاگ، بالاخره امروز تصمیم گرفتم یه دستی به سر و روش بکشم و دوباره مطلب بنویسم. البته مطلب و جریان برای نوشتن خیلی بود و حتی چندتا پیش نویس هم آماده کردم که ان شاءالله منتشر میکنم. چند روز قبل، اشتراک اینترنت متصل به سرور سایت تمام شد، فاکتور فرستادن و دیدم هزینه آی …

ادامه مطلب »

اتمام کلاسها

امسال دومین سال تمرکز و تمحض بنده در تدریس هست، برای همین تدریس در مدارس دیگر را هم قبول کردم، البته جهت سهولت کار، درس های تکراری داشتم و با یک مطالعه، درس را دو جا ارائه میکردم. انصافاً با طلاب خوب و با نشاطی در مدارس مختلف آشنا شدم، در مجموع روزانه ۵ کلاس داشتم در ۴ مدرسه. امسال، …

ادامه مطلب »