امروز و بعد از دیدن اسبها، یهویی و با درخواست زهرا خانم، تصمیم گرفتیم بریم بیرون ناهار را بخوریم، ناهار آماده بود، زنگ زدم منزل و ملت همیشه در صحنه هم آماده شدن، زنگ زدم علی و بعد قبل از رسیدن به خونه، رفتم دنبالش، اون هم آماده بود و به خونه که رسیدیم خیلی معطل نشدیم، همه چیز فراهم بود و فقط تو ماشین گذاشتیمشون و راهی شدیم. لبو و شلغم هم بود که آثارش تو صورت بعضیا مشاهده میشه. 😀 گزارش تصویری را ملاحظه بفرمایید.
همچنین بررسی کنید
چهاردهمین سالگرد
از موقعی که سایت را راهاندازی کردم تا الان، دقیقاً ۱۴ سال میگذره، ۲۹ تیرماه …
تعویض لاستیک
از وقتی که شروع کردم به نوشتن زمان تعویض باتری، دیگه مدّت دقیق بازدهی باتری …
تعویض باتری
یکی دو روز میشه که صبح، ماشین را با هُل دادن روشن میکنم؛ امروز گویی …
نقطه قوت یا نقطه ضعف؟
دوستان من میدونن از سال ۱۳۹۰ این سایت را راهاندازی کردم و فارغ از موقعیت …
وبلاگ شخصی صادق هردان










حاج آقا تو رو خدا یه جایی برید اون دو تا درخت بی ثمر هم نباشه خیلی زیبا بیابونیت ماجرا مشخص باشه
خداحفظ کنه ملت همیشه در صحنه رو …شاد باشید