سالهايي که قم زندگي ميکرديم، مثل بيشتر مردم با بشکه، آب شيرين ميخريديم. يه ميهمان از اهواز اومده بود منزلمون و شب هم مونده بودن. آخر شب همه خواب بودن من آخرين نفر بودم که خوابيدم، متوجه شدم که آب شيرين منزل تموم شده. فرداي اون شب درس تعطيل بود. من که احساس خطر شديدي کردم که اول صبح خانم دستور ميده برم آب شيرين بيارم. لوله آب را باز کردم و بشکه را پر کردم. صبح که شد خانم خيلي عادي از بشکه کذايي چاي درست کرد و همه خوردن و هيچ کس غير من از جريان خبر نداشت. ميهمانان که رفتن خانم گفت من شب مونده بودم چه کار کنم براي صبح، خوب شد شما رفتيد آب شيرين خريديد. 😀 من لبخندي زدم. خانم گفت نکنه بنده خداي ميهمان اول صبح رفت و آب خريد. گفتم خيالتون راحت باشه خودم بشکه را پر کردم. 😀 اما آبش يه طوري نبود؟ 😀 گفت بله من هم حس کردم يه طوريه. من ديگه نتونستم جلوي خندهام را بگيرم و حقيقت را گفتم.
همچنین بررسی کنید
چهاردهمین سالگرد
از موقعی که سایت را راهاندازی کردم تا الان، دقیقاً ۱۴ سال میگذره، ۲۹ تیرماه …
تعویض لاستیک
از وقتی که شروع کردم به نوشتن زمان تعویض باتری، دیگه مدّت دقیق بازدهی باتری …
تعویض باتری
یکی دو روز میشه که صبح، ماشین را با هُل دادن روشن میکنم؛ امروز گویی …
نقطه قوت یا نقطه ضعف؟
دوستان من میدونن از سال ۱۳۹۰ این سایت را راهاندازی کردم و فارغ از موقعیت …
وبلاگ شخصی صادق هردان
خیلی باحال بود.حرکت تیزهوشانه ای انجام دادید. 🙂
من دیدم قم شما آب تصفیه کن داشتید.احتمالا اون موقع هنوز تهیه نکرده بودید.
بله يکي دو سال آخر دستگاه خريديم.
چه جالب
بنده خدا مهمونتون بازم اومد خونتون؟ 😀 بعد این ماجرا؟
بله باز هم اومد. کسي اون روز متوجه شوري آب نشد چون از بشکه بود همه فکر کردن آب شيرينه. 😀
جالب بود !
آب لوله کشی خیلی مسخره است هااااا
چطوری تابلو نشده؟
خودتون که میدونید طبق فرایندهای تبخر و معیان زیاد بخاطر حرارات
در دل قوی یا سماور عوامل شوری رسوب میکنند بعد مقداری از طعم نا خوشایند اب کم میشه
ولی بازم تابلوست
لطفاً وارد بحث نانو فناوري نشويد. 😀
باشه اینم یکی داد گفت بدم به اقای هردان:
از اون دید نخونین ولی از دید طنز تا دلتون بخواد بخونید
“شعار دختران در سال 1390 نه روسری نه توسری حکومت دوست پسری شعار پسران نه سربازی نه جانبازی بزن بریم دختربازی الله یاور ماست 110 دنبال ماست “
خواستم بگم این میلاد خیلی بی وجود و ترسوه …اگه جای شما بود مطمین باشید صبح زود میرفت اب می خرید و این ریسک رو نمی کرد که اب شور بده دست مهمون ….کلا ادم ترسو و بی وجودیه نظر من هم تو وبلاگش از ترس سانسور کرد
یکی این منم میلاد رو ببره کهریزک بنده خدا رو کسی حساب نمیکنه.هرچی بال بال میزنه بهش گیر نمیدن میگن مخت تاب داره، 🙂
واقعا هم دست خودش نیس 🙂
منم میلاد جان،من کهریزک برو نیستم نظرت رو هم تایید نمیکنم اونا به تو کاری ندارن تو کارت قرمز داری ولی من و دستگیر میکنن.پس تایید نمیشه نظرت 🙂