امروز یهویی زینب صدام کرد و گفت: بابا، یه مار تو حیاط هست!!! من هم به خیال اینکه مواجه میشم با یک مار بزرگ و درست و حسابی، از جام پریدم و گفتم کجاست؟ اشاره کرد به وسایل و خرت و پرتهای تو حیاط، رفتم جابجاشون کردم و یه مار کوچیک دیدم.😁
ادامه مطلب »آرشیو الوسم : مهربانی
از گربه یاد بگیریم
این گربه را خدمت شما معرفی میکنم؛ اسمش مَنگول است. تو خونه ما به دنیا آمده و الآن خودش مادر ۳ بچهگربه کوچولو است. اولین زایمانش هست. خیلی دستی و دست و پا گیر. تقصیر بچهها است، از همون کوچیکی دستیش کردن. چند بار از بس تو دست و پای من میپیچید، ناخواسته پام رفته روش و چند باری هم …
ادامه مطلب »عمل چند منظوره
همونطور که تو پست قبلی هم عرض کردم، بیرون رفتنهای ما معمولاً روزهای پنجشنبه است، دیروز هم که مفصلاً به این سنت حسنه عمل کردیم. 😀 امروز استثنائاً و بر خلاف رویه، جهت شادی دختران خردسالم، یهویی تصمیم گرفتیم که بعد از ناهار بریم بیرون، جای امروز با دفعات قبل فرق داشت، تو مسیرش، محل دفع زباله هست و سگهای …
ادامه مطلب »نیم روزی در دامان طبیعت
امروز بعد از ظهر به همراه خانواده، جهت صرف ناهار، به اطراف اهواز رفتیم و ساعاتی را در طبیعت گذراندیم، چای آتشی و نماز جماعت مغرب و عشاء هم جزء برنامه بود. وظیفه خطیر و سنگین درست کردن آتش و چای هم طبق معمول به عهده بنده بود. یه گله گوسفند از کنارمون رد شد و یه سگ، انگار سالهاست …
ادامه مطلب »
وبلاگ شخصی صادق هردان