بایگانی برچسب : باتری

تعویض باتری

بیست و سوم مرداد ماه سال گذشته بود که باتری ماشین را عوض کردم، پست هم نوشته بودم. بیش از ده روز است که باتری کلاً از کار افتاده، وضعیت اقتصادی عمومی جامعه و گرانی افسار گسیخته هم باعث شد نتونم باتری جدید بخرم، قرار بود به ۴۵ تومان یارانه نیاز نداشته باشیم، ولی الان به نان شب نیازمند شدیم. یه باتری از جایی باز کردم و موقتاً در اختیارم بود تا اینکه امروز، به هر زحمتی بود، پول باتری را جور کردم و یکی خریدم، باتری ایرانی مثلاً ضمانت دار، قبلی هم مثلاً ضمانت داشت، بنده معمولاً باتری خارجی بدون ضمانت میگرفتم و دست کم دو سال برام کار میکرد، صمانت هم الکی هست و فقط هزینه را بالاتر میبره. پس از وضعیت ایجاد شده دلار، توسط دولت تدبیر و امید، عملاً دیگه توان خرید باتری خارجی نیست. اون مواقع، اختلاف قیمت چندانی با باتری ایرانی نداشت.

قیمت با تحویل باتری فرسوده، با کلی چک و چونه و مثلاً با شما اینطوری حساب میکنم و … شد ۶۰۰ هزار تومان. علی برکت الله. ادامه مطلب »

تعویض باتری

چند روزی میشه که ماشین، بد جوری اذیت کرده، اول فن رادیاتور از کار افتاد، خریدم و خودم عوض کردم، رله های فن را هم احتیاطاً تعویض کردم تا جایی لنگم نکنه، تسمه دینام هم داره پاره میشه، اون را هم خریدم، نصبش یه سری وسیله میخواد که باید بدم بیرون برام نصب کنن. باتری هم تقریباً به آخر عمرش رسیده، هر سری با مصیبتی روشنش کردم، امروز دیگه باتری را هم عوض کردم. ادامه مطلب »

جنایت جدید نیازمندان واقعی!!!

دزد باتریحدود یک ساعت پیش، دست مجرم بیماری دیگر به جنایتی آغشته شد.!!!

قضیه از این قرار است که حاج خانم قرار بود امشب بره به یکی از دوستانش که ناخوش بوده، سری بزند، قرار شد، بعد از نماز مغرب و عشاء ایشان را برسونم، من که معمولاً اگه قراره برم جایی، چندتا کار را با هم ردیف میکنم که باصطلاح با یک تیر چند نشون بزنم، مسیر را مشخص کردم، اول رفتن به منزل والده برای تنظیم تلویزیون، ایشان برای زیارت اربعین مشرف شده و فردا ان شاء الله میرسه. میخواستم قبل از اینکه تشریف بیاورند، تلویزیونشون ردیف باشه. دوم رساندن خانم و سپس رفتن به بازار کامپیوتر. مرحله اول سیرمان به خوبی طی شد و مأموریت انجام گردید، منزل مادرم بودم که از بازار تماس گرفتند و گفتند که برای وسیله ای که قصد خریدش را داشتم، لازم است کیس را ببرم بازار، زنگ زدم به علی و بهش اطلاع دادم که آماده باشه همراهم بیاد بازار (جهت حمل کیس) 😀 از منزل مادر که خارج شدم، ماشین را که دیدم متوجه فاجعه شدم، بله کاپوت ماشین باز بود، بیمار مسکینی مبتلا به بیماری اعتیاد، جهت معالجه و خودسازی، نیاز مبرم به پول داشته لذا اقدام به برداشتن باتری ماشینم کرده بود. کل برنامه ها به هم ریخت، یه بنده خدایی زحمت کشید و من را برد بازار برای خرید باتری، ۱۸۵ هزار تومان پول ناقابل برای باتری ایرانی باصطلاح ضمانت دار.

ملاحظات و نکات مهم:

* ماشین دزدگیر داره ولی به خاطر اینکه معمولاً توی چنین ساعتی خیابان شلوغه و برای رفاه حال همسایه ها، صدای دزدگیر را قطع کردم و الا حتماً شنیده میشد.

* قبلاً اتفاق مشابهی برای ماشین افتاده بود و باتریش تو شهر مقدس قم توسط عزیز دیگری، سرقت شده بود، لذا کاپوت مجهز به زنجیر و قفل ویژه بود، لکن مدت زیادی است قفلش نمیکردم.

تشخیص اشتباه

پس از قضیه خرید باتری و فردای اون روز، برای تحویل گرفتن باتری خراب، به باتری سازی رفیقم رفتم، باتری را اورد و گفت که فایده نداره و تا الان زیر شارژ بوده، همونجا روی ماشین نصبش کردم و با کمال تعجب، ماشین با تک استارت روشن شد، خودشون هم تعجب کرده بودن، گفت تا فردا صبر کن اگه صبح استارت زد، دیگه باتری مشکلی نداره. فردا تا شب، کاری با ماشین نداشتم، بعدش هم با تک استارت روشن شد، این یعنی اینکه بنده خدا با تشخیص اشتباه ۱۷۵ هزار تومان ضرر به من زد و یه باتری نو که دیگه هیچکس به قیمت نو ازم نمیبردش سر دستم گذاشت، خداییش این بنده خدا بهتر نیست باتری سازی را بذاره کنار و بره فلافل فروشی راه بندازه؟

باتری جدید

خوبی این وبلاگ اینه که به یه دفترچه خاطرات تبدیل شده و وقایعی که میخوام تاریخشون ثبت بمونه  را توش مینویسم. از جمله اینکه دقیقاً ۶ ماه پیش و در تاریخ ۱۹ دی ماه ۹۱ یه باتری نو برای ماشین خریدم، باتری اتمی، یکی از تبعات سفر قم، استراحت ۱۳ روزه ماشین بوده که موجب خالی شدن باتری شده، دیروز با کابل کمکی تونستم روشنش کنم ولی متأسفانه شارژ نشد و برای شب، هل دادن بچه ها و بسیجیان مسجد هم کاری پیش نبرد. امروز باتری را بردم پیش یکی از دوستان که برقکار ماشین هست و از صبح تا بعد از ظهر تو شارژ گذاشتش، بلکه یه تکونی بخوره اما بعد از افطار که باهاش تماس گرفتم، پیام تسلیت فوت باتری را داد. زنگ زدم به امداد خودروی اختصاصی 😀 آقای حاج نوروزی را میگم، بنده خدا را همیشه زحمت میدم. بعد از افطار و حدود ساعت ۱۰ شب رفتیم و یه باتری نو و این دفعه جهت حمایت از تولید کنندگان داخلی، باتری ایرانی خریدم. این یکی برخلاف قبلیه، ضمانت داره، البته من معمولاً جنس بدون ضمانت میخرم چون اصلاً ضمانتهای ایرانی را قبول ندارم و تا به حال خیری ازشون ندیدم، ضرر محض است. پول بیشتری بابت ضمانت باید پرداخت کنیم، بعدش هر چی پیش بیاد میگن این از موارد ضمانت نیست، یا اینکه باید هزینه کرایه ارسال وسیله به شرکت را بدیم. شرکتی که معمولاً تو تهران هست و هزینه کرایه از هزینه تعمیر بیشتر در میاد، تازه اگه شرکت قبول کنه و این خرابی را مشمول ضمانت بدونه و الا یه هزینه بیخودی از دست رفته.

باتری ماشین

باتری ماشینچند روزی بود که اول صبح برای روشن شدن ماشین به یاری اعضای خانوده نیازمند بودم. بله قصه معروف خرابی باتری برای من هم اتفاق افتاد. البته فقط اختصاص به اول صبح نداشت و شانسی و بگیر نگیر پیدا کرده بود. یه بار روشن میشد و یه بار هم لنگ میموندم. دیگه چاره ای جز تعویض باتری نبود وقتی به دوستان کارشناس گفتم که این باتری بیش از ۳ سال برام کار کرده، همه تعجب میکردن و میگفتن این بدبخت را ول کن دیگه، عمرش تمومه، اما من هنوز به فکر استفاده بیشتر بودم، البته علتش هم این بود که دقیقاً نمیدونستم بیش از ۳ سال کار کرده یا بیش از ۲ سال. فرق معامله کم نبود، اختلاف تاریخ هم ناشی از فراموشی آخرین سفرمون به قم با ماشین بود، در آخرین سفر به قم باتری ماشین توسط بیماران مسکینی، سرقت شد و همونجا بود که این باتری را خریدم. اختلاف تاریخ فقط بین ۲ و ۳ نبود و در ابتدا پای ۴ هم در میان بود اما با بررسی قرائن و شواهد احتمال ۴ منتفی و اختلاف بر سر ۲ و ۳ باقی ماند. ادامه مطلب »