هديه اول صبح

بعد نماز صبح از مسجد که اومدم بيرون يه بنده خداي ناشناس با پرايد جلوي پام ايستاد و پس از سلام و احوالپرسي يه دوره تفسير مجمع البيان بهم هديه داد. 😀

من هم شدم مثل سينا مختصر و مفيد. 😀

همچنین بررسی کنید

چهاردهمین سالگرد

از موقعی که سایت را راه‌اندازی کردم تا الان، دقیقاً ۱۴ سال می‌گذره، ۲۹ تیرماه …

تعویض لاستیک

از وقتی که شروع کردم به نوشتن زمان تعویض باتری، دیگه مدّت دقیق بازدهی باتری …

تعویض باتری

یکی دو روز میشه که صبح، ماشین را با هُل دادن روشن می‌کنم؛ امروز گویی …

از گربه یاد بگیریم

این گربه را خدمت شما معرفی می‌کنم؛ اسمش مَنگول است. تو خونه ما به دنیا …

نقطه قوت یا نقطه ضعف؟

دوستان من میدونن از سال ۱۳۹۰ این سایت را راه‌اندازی کردم و فارغ از موقعیت …

7 نظرات

  1. خب دلیل هدیه دادن؟
    ثانیا مگه سینا بده؟
    ثالثا خوش آمد میگم به جمع میکروبلاگ نویسان

    • من که گفتم ناشناس بود. تازه هديه که دليل نميخواد. اگه کسي چيزي براي شما هديه بياره سؤال و جوابش ميکنيد که علت آوردن اين هديه چيه؟ 😀
      سينا گل است (البته گ را با ضمه بخونيد نه با کسره)
      به جمع شما نپيوستم اين يه مطلب کوتاه بود و ممکنه مطالب کوتاه ديگري هم بذارم اما شما همه‌اش تلگرافي يا ميکروبيه 😀

    • سلام

      چرا از این هدیه ها واسه ما نمیدن

      حتما توش بمبی یا دوربین مخفی یا میکروفنی جاسازی کردن ههه

      شوخی کردم

      حالا علی رو مجبور کنید کل کتاب رو حفظ کنه 😀

  2. ای داد و بیداد !
    ایشالله خدا راه شما رو به سمت ما کج میکنه
    دور نیست اون روز

  3. خدا شانس بده.ما که اگه ماشینی جلومون وایسته یا نشونی میخواد یا میخواد خفتمون کنه 🙁
    عجب حرکتی زده طرف یاللعجب 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.