بایگانی برچسب : هردان

اتمام کلاسها

امسال دومین سال تمرکز و تمحض بنده در تدریس هست، برای همین تدریس در مدارس دیگر را هم قبول کردم، البته جهت سهولت کار، درس های تکراری داشتم و با یک مطالعه، درس را دو جا ارائه میکردم. انصافاً با طلاب خوب و با نشاطی در مدارس مختلف آشنا شدم، در مجموع روزانه ۵ کلاس داشتم در ۴ مدرسه. امسال، به خاطر ماه مبارک رمضان، تقریباً یک ماه زودتر، سال تحصیلی تمام شد، بعضی درسها، دیروز و بعضیها امروز، به اتمام رسید. در ضمن، در آستانه روز بزرگداشت مقام استاد هم هست. 😀 ادامه مطلب »

دیدار دوست پدرم

دیشب، پسر عموم تماس گرفت و گفت که امروز فلانی تماس گرفت و خواسته ای از شما داشت، اسم برام آشنا بود گرچه هیچ خاطره ای از ایشان ندارم، دوست دوره جوانی مرحوم پدرم بود که الان بالای ۹۰ سال سن داره، با اصرار از پسر عموم خواسته که فرزندان دوستش را ببینه، قرار گذاشتیم و امروز به اتفاق برادرم و پسر عموم، به روستای محل زندگی دوست پدرم رفتیم. با دیدن ما، یاد دوران جوانی و دوستان بسیار صمیمی که داشت افتاد و بالخصوص از پدر و عموم میگفت و گریه میکرد. چند سال قبل هم در عید فطری به دیدار ایشان رفته بودیم که بسیار از پدرم و خاطراتی که هیچ وقت نشنیده بودم میگفت.

لینک پست مربوط به دیدار چند سال قبل

تصاویر این دیدار:
ادامه مطلب »

رابطه بین اعداد در ارث

این متن را در یک سایت دیدم، بسیار خوب توضیح داده، با تشکر از نویسنده محترم، عیناً کپی میکنم:

منبع: سایت شخصی دکتر اکبر احمدی

از نظر محاسبات ارث، دو عدد یا متساوی و متماثل هستند و یا اینکه مختلف هستند و دو عدد مختلف یا متداخل هستند و یا متوافقند و یا متباین هستند.

فرض تماثل و تساوی که واضح است مثل ۲ و ۲ . در صورتی که عدد بزرگتر مضربی از عدد کوچکتر باشد دو عدد متداخل هستند مثل ۴و۱۲ ، ۳و۹ . و در صورتی که دو عدد مضرب مشترکی غیر از عدد یک داشته باشند آن دو عدد متوافق هستند مثل ۱۰و۸ ، ۶و۹ .

باید توجه داشت درمورد توافق وفق یکی از اعداد عبارت است تقسیم عدد بر مضرب مشترک پس برای مثال در ۸ و ۱۰ وفق عدد ۸ عبارت است از ۴ چرا که ۲ مضرب مشترک می باشد. در غیر این صورت عددها متباین خواهند بود مثل ۵و۷ ، ۳و۱۰ . ادامه مطلب »

محاسبات ارث شرح لمعه

در جاهای مختلف شرح لمعه، به مناسبت، بعضاً مسائلی از ارث به میان آمده لکن مفصل آن مسائل در کتاب الارث آمده که با دانستن روش محاسبه ای که در کتاب ارث ذکر شده، همه موارد، قابل تطبیق هستند.

از آنجا که مطلب جامعی در باره محاسبات ارث نیافتم، بر آن شدم که با استفاده از شروح و حواشی، به زبان ساده و قابل فهم، مطلبی را جهت مراجعه و استفاده خود، طلاب و علاقه مندان، بنویسم. ادامه مطلب »

کلیپهای مراسم ازدواج محمد

تعدادی کلیپ از مراسم ازدواج آماده کردم که در ادامه تقدیم میکنم، دوستان عزیز منتقد هم دقت کنند که هر منطقه آداب و رسوم خاص خودش را داره، همچنین این آداب و رسوم در بین اقوام مختلف، متفاوت هست، بنده به عنوان یک فرد مذهبی، آداب و رسوم معقول و معمول را اگر منافاتی با شرع مقدس نداشته باشد، رعایت میکنم، این را گفتم اما شما انتقاد بکنید، حتماً نقایص و کاستی هایی هست، ان شاء الله برای ازدواج علی آقا، در نظر میگیرم، شاید هم ازدواج مجدد خودم. 😀 ادامه مطلب »

خرید کولر و فراموشی موبایل

این آقای داماد همیشه کارهاش را دقیقه ۹۰ انجام میده، مثل پدرش. 😀 قبل از رفتن به سفر تهران، تأکید کردم که کولر را نصب کنه، یه بار گفت هوا داره خنک میشه، یه بار گفت امروز فردا کولر میاد، یه بار گفت یه کولر خراب داریم فنش سوخته، تعمیرش میکنم و میذارم تو خونه، من هم بهش گفتم حرف گوش کن چیزی که بهت میگم را انجام بده، کولر نو بیار نصب کن، آخرین خبر این بوده که امروز کولر میرسه، گفتم اگر قرار بود از آمریکا بفرستن تا الان رسیده بود، یه دوستی داره از شهرهای استان که نزدیک نمیدونم کدوم بندر هست، کولر میاره، بعد از ظهر شد و هنوز نرسید. دیگه فرصتی نمونده و جمعه عروسی هست، جهاز عروس را داشتن می اوردن تو خونه و خونه بدون کولر، اهواز هم تا آبان ماه کولر نیاز داره، خودم ورود کردم و حکم حکومتی کردم که به دوستت بگو دیگه کولر نفرسته، خودم دارم میرم یکی بخرم، هماهنگ کردم با کارشناس محترم برنامه، 😀 یکی از دوستان عزیزی که همیشه زحمتش میدیم، البته کم هم اذیت نمیکنه، هر طور بود، راضیش کردم باهم بریم کولر بخریم، بردمون تو یه کوچه تنگ پر ترافیک وسط بازار، گفتم که اینجا جای پارک نیست، شروع کرد موعظه کردن که توکل کنید به خدا، گفتم من خودم ختم این منبرها هستم، باید فکر و عقلمون را به کار ببریم و توکل به خدا کنیم نه اینکه خودمون را بندازیم تو شلوغی به امید پیدا کردن جایی برای پارک، بالاخره، بنده که همیشه کوتاه میام، حرف، حرف خودش شد، رفتیم داخل و گیر افتادیم، پیاده اش کردم، در فروشگاه مورد نظرش، گفتم شما کولر بخرید من از این مهلکه نجات پیدا کنم، بر میگردم پیش شما و کولر را میبریم، کار تمام شد، زنگ بزن میام، کارت بانکی و رمزش را هم دادم و رفتم، از اون مهلکه خارج شدم و وارد مهلکه دیگری شدم، به هزار زحمت و مصیبت تونستم ماشین را خارج کنم، بنزین هم داشت تموم میشد و خوف موندن در راه بود، گفتم زنگ بزنم و بهش بگم که میرم پمپ بنزین، اینجا بود که متوجه شدم، گوشیم را اصلاً با خودم نیاوردم و منزل جا گذاشتم، 😀  دیگه چاره ای نبود، باید میرفتم بنزین میزدم، خونه هم دور بود و نمیتونستم برم گوشی را بیارم، گفتم حقشه، 😀 بذار بچشه وقتی کار داشته باشه و زنگ بزنه و کسی جوابش را نده، چه حسی بهش میده، آخه همیشه کارش همینه، ده ها بار باید تماس بگیریم تا جواب بده، بعد از بنزین زدن برگشتم تو همون خیابان شلوغ، البته خلوت تر شده بود و جای پارکی گیرم اومد، رفتم به فروشگاه مورد نظر، اثری از رفیقم ندیدم، از فروشنده پرسیدم قضیه را، گفت که کولر خرید و فاکتور شده به نام آقای هردان، گفتم بنده خدا لابد خیلی با من تماس گرفته بود، من گوشیم را فراموش کردم، گفت شماره اش را بدید، من هم که شماره حفظم نبود، زنگ زدم به داماد و ازش خواستم بهش خبر بده که من برگشتم فروشگاه و منتظرش هستم، تا بلکه بنده خدا کمتر اذیت بشه و حداقل برای برگشت، دچار مشکل نشه. که دیگه دیر شده بود و برگشته بود.

رنج و محنت اهالی حصیرآباد

در ابتدا عرض کنم که نام این پست موهم این نباشد که رنج و محنت اهای حصیرآباد فقط این مشکل است، بلکه یکی ار رنجها و محنتهای اهالی این منطقه محروم و شهید پرور، در حال حاضر است.

از مرداد ماه سال گذشته، خیابانهای ۱۱ الی ۱۴ منطقه حصیرآباد، توسط شرکت آب و به منظور تعویض لوله اصلی، حفاری شد، اهداف طرح، نوسازی شبکه آب عنوان شد که سبب تقویت فشار و جلوگیری از هدر رفت آب در زمین میشد، البته رسیدن به این اهداف مستلزم حفاری کل منطقه و تعویض همه لوله ها است، لکن نقطه شروعش از این خیابانها بود، طرحی که در بدترین شرایط ممکن حداکثر با شش ماه زمان به طور کامل جمع میشد، هم اکنون به سالگرد خود رسیده و فقط دو خیابان، عملاً به لوله های جدید وصل شده اند که ای کاش نمیشدند، فشار آب نه تنها بیشتر نشده بلکه حتی با پمپ، به حالت سابق خود نرسیده، مشکل دیگر به معطل ماندن طرح است، نه تکمیل میکنند و نه آسفالت، حداقل آسفالت دو خیابانی که کارشان تمام شده را انجام بدهند هم راضی هستیم، یک سال است که جای جای خیابانهای ۱۱ و ۱۲ که عملاً کارشان به اتمام رسیده، کنده کاری شده و هیچ مرجعی برای رسیدگی به آسفالتشان سراغ نداریم، شهرداری منطقه اصلاً جوابگو نیست، حداقل سه نفر از اعضای شورای شهر، توسط بنده و یکی از دوستان، از وضعیت مطلع هستند، آقایان سبزعلی پور، سواری و سعادت نیا، شبها، تماس که میگیریم، بعضاً جواب میدهند و کار را به ساعات اداری محول میکنند و خواستار تماس در روز میشوند، از صبح تا ظهر اگر تماس بگیرید یا جواب نمیدهند یا بعضاً بلایی سر تلفن می آورند که پیام میدهد، شماره مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد.!!!.

اولاً روی سخنم با این بزرگواران است و خدمتشان عرض میکنم که انتخابات شورای شهر، نزدیک است و مردم منطقه محروم حصیرآباد که رأی نسبتاً بالا و تأثیر گذاری دارند، این بی مهری را فراموش نخواهند کرد.

ثانیاً با انتشار عکسهای رقت بر منطقه، و نشان دادن به همه، از کلیه دست اندرکارانی که میتوانند کاری از پیش ببرند، عاجزانه درخواست دارم، فکری به حال مردم مظلوم منطقه کنند. امام راحل میفرماید: یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ ها و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد. اگر واقعاً آلوده به حقوقهای نامتعارف و از مرفهین بی درد نشده اید و هنوز به آرمانهای امام و انقلاب، در عمل، پایبند هستید، فکر عاجلی برای حل این معظل نمایید. ادامه مطلب »

برفراز آسماری

پریروز به اتفاق خانواده، راهی روستای آبلشکر شدیم، البته شب بعد از نماز و حدودای ساعت ۱۰ و نیم بالاخره موفق به حرکت شدیم، قرار بود که بعد از ظهر حرکت کنیم، مسجد به مناسبت میلاد امیرالمومنین، جشن گرفته بودن، سخنران و مداح دعوت کرده بودن، گفتن اگر شما باشید بهتر است، به همین خاطر تصمیم عوض شد و به بعد از نماز موکول شد، آماده شدن همسفران هم خودش به اندازه کافی وقت گیره، علی تو برنامه اعتکاف مسجدشون ثبت نام کرده و اصلا تو برنامه ما نبود، بنزین و گاز نداشتیم و مقداری معطل این قضیه شدیم، تو راه و در شهرستان هفتکل، دوباره گاز زدیم و یکمی از مسیر اصلی منحرف شدیم و اشتباها به روستای آبلشکر سفلی رفتیم، مجموع این معطلیها باعث شد که حدود ساعت ۲ و پانزده دقیقه بامداد، به محل مورد نظر برسیم، چون شام نخورده بودیم، یه غذای خیلی مختصری خوردیم و خوابیدیم، صبح بعد از نماز هم خستگی امان نمیداد و یکی دو ساعت، خوابیدیم، بعد از صبحانه که حدود ساعت ۹ بود، راهی اطراف روستا شدیم و زیر سایه خنک درخت کُنار، در کنار آب روانی، ریه هامون را از هوای تمیز پر کردیم، ظهر برگشتیم و ناهار و مخلفات، عصری به همراه، مدیر کاروان، آقای محمد خلیلی، راهی کوه آسماری و روستایی به همین اسم شدیم، تا بلندترین نقاط کوه و پرتگاه وحشتناکی که بیش از هزار متر از سطح زمین فاصله داشت رفتیم، تقریبا غروب بود و برای نماز، کمی پایینتر، نزد چاه گاز معروف منطقه، رفتیم و اونجا، نماز مغرب و عشاء را خوندیم. پس از مراجعت به روستا، در برنامه دعای کمیل شرکت کردیم و بعد از شام که در محل اقامت خوردیم، جناب آقای خلیلی و تعدادی از هم ولایتیها، که در محلی نشسته بودن و جمعشون جمع بود، تماس گرفت و جهت چای منقل، دعوتم کرد، خانمها هم پیش گروه خودشون رفتن.  ادامه مطلب »

هفتم اسفند

بالاخره هفتم اسفند هم رسید و انتظارها به سر آمد، تبلیغات و شام دادنها و بحثها، همه تمام شد و بار دیگر ملت به صحنه آمدند و در انتخابی دیگر، حضوری فعال پیدا کردند. آقا علی هم رأی اولی بود و اگر انتخابات، یک روز قبل گذاشته میشد، نمیتونست شرکت کنه، متولد ۶ اسفند ۷۶ هست و امروز متصدیان صندوق اخذ رأی یکی دو بار شناسنامه اش را چک کردن و از هم در باره سنش سوال کردن.

ادامه مطلب »

نیم روزی در دامان طبیعت

امروز بعد از ظهر به همراه خانواده، جهت صرف ناهار، به اطراف اهواز رفتیم و ساعاتی را در طبیعت گذراندیم، چای آتشی و نماز جماعت مغرب و عشاء هم جزء برنامه بود. وظیفه خطیر و سنگین درست کردن آتش و چای هم طبق معمول به عهده بنده بود. یه گله گوسفند از کنارمون رد شد و یه سگ، انگار سالهاست ما را بشناسه، اومد پیشمون و شروع کرد به دم جنباندن، ما هم غذا تقدیمش کردیم و بعد با دست نمیشد نوازشش کنم با پا یکم نوازشش کردم، عکسش را هم گرفتم و میذارم براتون فقط نگید که داره سگ را میزنه و فردا بنده خدا خانم ابتکار باید جوابگو بشه. 😀 کلاً خانوادتاً با حیوانات مهربان هستیم و بنده با این سن و سالم، تا کنون حتی یه دونه مرغ را هم سر نبریدم و حیوانی را نکشتم، البته موشها استثناء هستن و تا دلتون بخواد براشون تله گذاشتم و ازشون تلفات گرفتم. اعتراف میکنم که در دوره نوجوانی هم یک مار را کشتم، الان اگر ماری هم ببینم، بیخیالش میشم و میذارم بره و به مسیرش ادامه بده، مگر اینکه انسانی در خطر باشه که اقدامات مقتضی را انجام خواهم داد.

ادامه مطلب »