ناهار پاییزی

از اول پاییز، هر هفته و در روز پنج شنبه، بیرون رفتیم اون هم اول صبح و برای صرف صبحانه، دیروز پنج شنبه بود و به عللی نشد بریم، عوضش امروز برای ناهار رفتیم، امروز برای اولین بار، علی همراهون بود، پنج شنبه ها حوزه شون تعطیل نیست و تا حالا توفیق همراهی را نداشته، چون قضیه برای ناهار بوده و هوا گرم، به یه جای دیگه رفتیم که درخت و سر سبزی داشته باشه، به بعضیا هم نشون بدیم که اهواز اینطوری هم که فکر میکنن خشک نیست. 😀 عکاس نسبتاً خوبی تو این هفته داشتیم و گزارش تصویری را خدمتتون تقدیم میکنم.

علی و نیروهای تحت امرش، البته عملاً فرماندهی با زهراست.
وقتی یه دهه نودی، یقه دهه هفتادی را میگیره. 😀 تبلیغ پفک و فرزند آوری. فرزند بیشتر، زندگی شلوغتر. 😀

۱۰ نظر

  1. حاج آقا احساس می کنم تو عکس آخر یه کم تبسم خفته در چهره تون دیده میشه
    خواهشمندم و عاجزانه تقاضامندم به عصبانیت عکس های دیگرتون باشید و به هیچ وجه من الوجوه حتی نیت خنده ای تبسمی نکنید در عکسها

  2. غذای این برنامه چی بوده؟

  3. سلام

    حاجی خوبین؟
    چه خبرا؟

    وای علی رو ببین. چقدر بزرگ شده D:

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

کد امنیتی *