اولین هفته آبان

در ادامه تلافی گرمای بی سابقه امسال و خانه نشینی بیش از شش ماه، امروز هم اول صبح، عازم اطراف شهر شدیم و صبحانه را در فضای آزاد و به دور از هیاهو و سر و صدا، میل کردیم، امروز نسبت به هفته های گذشته، هوا گرمتر بود، به همین علت و به علت قراری که داشتم، زودتر از روزهای دیگر برگشتیم، البته نوع صبحانه هم در بازگشت سریعتر، بی تأثیر نبوده. 😀 (نوع صبحانه بر اساس نظر یکی از دوستان در پست قبلی انتخاب شده، البته این هفته امکان ماهیگیری نبوده و الا … 😀 )

عکسها را که دیدم، متوجه شدم از زهرا خانم عکسی گرفته نشده، البته فیلم ازش هست، اما امروز خیلی سر حال نبود، دیشب هر چه گفتیم زود بخواب تا صبح زود اذیت نشی، حریفش نشدیم.

این هم عکس سلفی با زینب خانم

۲ نظر

  1. کاش هیچوقت نظم خانواده ها بهم نخوره و از این پستا باشه:)
    ارزوی موفقیت و خوشی براتون دارم-شما که اینقد به نظر بقیه احترام میزارین از این استعداد توشتنتون هم استفاده کنین-کاش بزودی شاهد کتاب جالبی از شما باشیم

  2. وای از ماهی کبابی !
    هفته پیش شمال رفته بودیم ماهی تازه و کباب کردنش ( البته توسط متصدی اش ) چه حالی داد….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

کد امنیتی *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.